

تابلوی خط هیچ چرخان در میان هاله ها اثری از نیستی در گرداب هستی گالری چارگوش مدل 2899
هر قسط با تربپی:
۴ قسط ماهانه. بدون سود، چک و ضامن.
جنس
بوم
نحوه استفاده
آویز
تعدادتکه
یک تکه
تابلوی خط "هیچ چرخان در میان هالهها" با الهام از شعر خیام تابلویی از نیستی نما در گرداب هستی
مقدمه: تابلویی از پوچی ظواهر در گرداب هستی
تابلوی خط پیش رو، اثری است که در آن، کلمهٔ "هیچ" به صورت دوار و تکرارشونده در میان هالههایی از رنگ و نور نقش بسته است. این تکرار محوشونده در زمینه، یادآور گذران و بیثباتی هستی است. در زیر این چرخش کلمات، طرحی دودمانند با رنگهای بنفش و قرمز فضایی عرفانی ایجاد کرده و به حس چرخش و بیقراری اثر میافزاید. این اثر با الهام از بیتی ژرف از خیام نیشابوری، "دنیا دیدی و هرچه دیدی هیچ است / و آن نیز که گفتی و شنیدی هیچ است"، طراحی شده است. گویی این تصویر، تجسمی بصری از پوچی ظواهر دنیوی، گذران عمر و بیحاصلی دلبستگی به امور فانی است که در گرداب هستی و در میان هالههای وهم و خیال، به چرخشی بیپایان گرفتار آمده است. این تحلیل جامع در نظر دارد تا با کاوش در ابعاد هنری، ادبی، مفهومی و فلسفی این اثر، مخاطب را به درکی عمیقتر از ارزشهای نهفته در این تابلوی خیالانگیز رهنمون سازد و چگونگی تجلی پوچی، گذران، عرفان، حرکت و بیثباتی در قالب این اثر هنری را آشکار نماید.
بخش اول: تحلیل ادبی شعر خیام و مفاهیم فلسفی آن
بیت برگزیده از خیام، با زبانی موجز و صریح، نگرشی بدبینانه و تأملبرانگیز به ماهیت دنیا و دستاوردهای انسان در آن ارائه میدهد.
-
"دنیا دیدی و هرچه دیدی هیچ است": این مصراع نخست، با لحنی قاطع و مبتنی بر تجربه، تمام آنچه انسان در طول زندگی در این دنیا مشاهده میکند را "هیچ" میخواند. این "هیچ" بودن، میتواند اشاره به ناپایداری، بیاصالتی، گذران بودن و عدم دستیابی به معنای حقیقی و پایدار در امور دنیوی داشته باشد. خیام، پس از عمری تأمل و مشاهده، به این نتیجه رسیده است که دلبستگی به ظواهر این جهان، سرابی بیش نیست.
-
"و آن نیز که گفتی و شنیدی هیچ است": این مصراع دوم، دامنهٔ پوچی را فراتر از دیدهها برده و شامل گفتارها و شنیدههای انسان نیز میسازد. سخنان و اطلاعاتی که رد و بدل میشوند، دانش و تجربیاتی که کسب میشوند، همه در نهایت "هیچ" تلقی میگردند. این میتواند به محدودیتهای زبان، نسبی بودن دانش بشری و در نهایت، عدم دستیابی به حقیقت مطلق از طریق کلام و استدلال اشاره داشته باشد.
در یک برداشت کلی، این بیت خیام، بیانگر نگرشی نیهیلیستی و تأکید بر پوچی و بیاعتباری جهان مادی و دستاوردهای انسان در آن است. شاعر، با تجربهای ژرف، به این باور رسیده است که دلبستگی به این عالم، ره به جایی نمیبرد و جستجوی معنای حقیقی باید در ورای این ظواهر فانی صورت گیرد.
بخش دوم: تحلیل هنری عناصر بصری تابلو
هنرمند در این اثر خط، با بهرهگیری از تکرار دوار کلمهٔ "هیچ"، هالههای رنگی، طرح دودمانند و زمینهٔ محو، تلاش کرده است تا این مفاهیم فلسفی و عرفانی را به زبان تصویر ترجمه نماید.
-
کلمهٔ "هیچ" بصورت دوار و تکرار شونده در زمینه: حضور مکرر و چرخشی کلمهٔ "هیچ" در زمینه، نمادی قدرتمند از پوچی و گذران هستی است.
- تکرار: تکرار یک واژه، بر مفهوم آن تأکید میکند. در اینجا، تکرار "هیچ" بر بیاثری و پوچی مداوم امور دنیوی تأکید دارد.
- دوران: حرکت دوار، نمادی از چرخهٔ زندگی، گذر زمان، بیقراری و عدم ثبات است. گویی دنیا و هر آنچه در آن است، در یک چرخش بیپایان و بیهدف گرفتار آمده است.
- محوشوندگی در زمینه: محو شدن کلمهٔ "هیچ" در زمینه، حس ناپایداری و گذرایی را تقویت میکند. آنچه امروز هست، فردا محو و ناپدید خواهد شد.
-
هاله ها: حضور هالههایی از رنگ و نور در اطراف کلمهٔ "هیچ" چرخان، میتواند معانی متعددی داشته باشد:
- وهم و خیال: هالهها اغلب با تصورات، اوهام و دنیای غیرواقعی مرتبط هستند. این میتواند اشاره به ماهیت وهمآلود و غیرواقعی دلبستگیهای دنیوی داشته باشد.
- جلوههای فریبنده: هالههای رنگین میتوانند نمادی از جلوههای فریبنده و جذابیتهای ظاهری دنیا باشند که در نهایت به پوچی منتهی میشوند.
- عدم قطعیت: هالهها، مرزهای مشخصی ندارند و حالتی مبهم و غیرقطعی را القا میکنند، که میتواند بازتابی از عدم قطعیت و ناپایداری جهان مادی باشد.
-
طرحی دود مانند با رنگ بنفش و قرمز در زیر نوشته ها: حضور طرحی دودمانند با رنگهای بنفش و قرمز، فضایی عرفانی و حسی از بیقراری را ایجاد میکند.
- دود به عنوان نماد: دود نمادی از عدم ثبات، گذرایی، تصاعد و عروج است. میتواند اشاره به تلاش روح برای رهایی از بندهای دنیوی و صعود به عالم معنا داشته باشد.
- رنگ بنفش: رنگ بنفش اغلب با معنویت، عرفان، شهود و دگرگونی مرتبط است. حضور آن میتواند بر جنبهٔ عرفانی اثر تأکید کند.
- رنگ قرمز: رنگ قرمز نماد شور، اشتیاق، عشق و بیقراری است. در این بستر، میتواند بیانگر بیقراری روح در جستجوی حقیقت در میان پوچیهای دنیا باشد.
- حس چرخش و بیقراری: شکل دودمانند و رنگهای پرحرارت، به حس چرخش کلمات "هیچ" و بیقراری هستی میافزایند.
-
زمینهٔ محو: محو بودن کلی زمینه، بر ناپایداری و عدم وضوح واقعیت دنیوی تأکید میکند. گویی همه چیز در هالهای از ابهام و گذران قرار دارد.
بخش سوم: تحلیل مفهومی و فلسفی
تابلوی خط "هیچ چرخان در میان هالهها" با الهام از شعر خیام، مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی را به شکلی هنرمندانه به تصویر میکشد:
- پوچی و بیاعتباری جهان مادی: تکرار و دوران کلمهٔ "هیچ"، تجسم بصری از پوچی و بیاعتباری دلبستگیها و دستاوردهای دنیوی از منظر خیام است.
- گذران عمر و ناپایداری هستی: چرخش مداوم "هیچ" و محو شدن آن در زمینه، نمادی از گذران سریع عمر و ناپایداری تمام مظاهر هستی است.
- وهم و خیال بودن دلبستگیها: هالههای رنگی، میتوانند اشاره به ماهیت وهمآلود و غیرواقعی دلبستگیهای انسان به امور فانی داشته باشند.
- جستجوی معنا در دل پوچی: حضور رنگهای عرفانی بنفش و قرمز در طرح دودمانند، میتواند بیانگر تلاش روح انسان برای یافتن معنا و حقیقت در دل این پوچی و گذران باشد. گویی در دل نیستی ظاهری، بارقههایی از معنویت و اشتیاق به حقیقت وجود دارد.
- بیقراری روح در گرداب هستی: حس چرخش و بیقراری ناشی از تکرار و حرکت دودمانند، میتواند نمادی از بیقراری و سرگردانی روح انسان در مواجهه با پوچی و گذران دنیا باشد.
- دعوت به رهایی از تعلقات: اثر در نهایت میتواند دعوتی ضمنی به رهایی از دلبستگی به این دنیای فانی و جستجوی ارزشهای پایدارتر و حقیقیتر باشد.
بخش چهارم: تحلیل تأثیر بر مخاطب و تناسب با سلایق مختلف
تابلوی خط "هیچ چرخان در میان هالهها" با الهام از شعر خیام، با ویژگیهای بصری و مفهومی خاص خود، میتواند تأثیرات متنوعی بر مخاطب داشته باشد و با سلایق گوناگونی ارتباط برقرار کند:
- برانگیختن حس تأمل و تفکر فلسفی: ترکیب شعر خیام با تصویر بصری، مخاطب را به تفکر در باب ماهیت دنیا، پوچی و گذران هستی دعوت میکند.
- ایجاد حس بیقراری و جستجو: حس چرخش و رنگهای عرفانی، میتواند حس بیقراری روح در جستجوی معنا را در بیننده بیدار کند.
- لذت بصری از ترکیب خط و رنگ: علاقهمندان به هنر خطاطی مدرن و استفاده از رنگهای انتزاعی، از این ترکیب هنرمندانه لذت خواهند برد.
- ارتباط با شعر و فلسفه خیام: دوستداران شعر خیام و نگرش فلسفی او به دنیا، ارتباط عمیقتری با مضمون و حس این اثر برقرار خواهند کرد.
- جذابیت برای مخاطبان با سلیقهٔ هنری خاص و مفهومی: ترکیب عناصر بصری و معنایی، این اثر را برای افرادی که به دنبال آثار هنری اندیشهبرانگیز و دارای عمق فلسفی و عرفانی هستند، جذاب میسازد.
این تابلو میتواند با سلایق مختلفی تناسب داشته باشد:
- علاقهمندان به شعر و فلسفه خیام.
- دوستداران هنر خطاطی مدرن و انتزاعی.
- افرادی که به دنبال آثار هنری تأملبرانگیز و دارای عمق فلسفی هستند.
- کسانی که از ترکیب حرکت، رنگ و مفهوم در هنر لذت میبرند.
- افرادی با سلیقهٔ هنری خاص و علاقهمند به آثار چندلایه و دارای عمق معنایی و بصری.
منازل و فضاهای مناسب برای نصب تابلو:
- فضاهای مطالعه و کتابخانه: مضمون فلسفی و تأملبرانگیز اثر، آن را برای این فضاها بسیار مناسب میسازد.
- اتاق نشیمن و پذیرایی مدرن: طراحی انتزاعی و رنگهای خاص اثر، میتواند به عنوان یک نقطهٔ کانونی جذاب عمل کند.
- دفاتر کار و فضاهای هنری: عمق معنایی اثر، میتواند فضایی متفکرانه و الهامبخش ایجاد کند.
- منازل افرادی با روحیهی جستجوگر و علاقهمند به فلسفه و هنر.
ارزشهای دکوراتیو اثر:
- اثری هنری منحصربهفرد و تأملبرانگیز با مضمون فلسفی و عرفانی.
- ایجاد حس پویایی، بیقراری و دعوت به تفکر در فضا.
- ترکیب هنرمندانه خط "هیچ" چرخان، هالههای رنگی و طرح دودمانند.
- استفاده از رنگهای عرفانی بنفش و قرمز برای ایجاد حس معنوی.
- قابلیت ایجاد یک نقطهٔ کانونی هنری با عمق معنایی و بصری.
نتیجهگیری: تابلویی از نیستی نما در گرداب هستی
تابلوی خط "هیچ چرخان در میان هالهها" با الهام از شعر خیام، اثری است که با هنرمندی تمام، پوچی ظواهر دنیا و گذران هستی را در قالب یک تجربهٔ بصری چندلایه به تجلی درآورده است. چرخش مداوم کلمهٔ "هیچ" در میان هالههای وهم و طرح دودمانند عرفانی، همگی در خدمت خلق اثری قرار گرفتهاند که نه تنها چشم را نوازش میدهد، بلکه ذهن را نیز به تفکر در باب ماهیت زندگی و بیاعتباری دلبستگیهای فانی وامیدارد. این اثر، زمزمهای از نیستی نما در گرداب هستی و یادآور آن است که شاید در دل این پوچی ظاهری، بارقههایی از حقیقت و معنا نهفته باشد که روح جستجوگر انسان در پی یافتن آن است.
، سرتاسرِ آفاق دویدی هیچ است، و آن نیز که در خانه خزیدی هیچ است. شاعر :خیام بزرگ - با تکنیک طراحی دیجیتال و چاپ بسیار نفیس - طراح: احمد قلی زاده - مجموعه تابلوهای گالری چارگوش تلاشی است برای ارتقای زبان بیان هنر ایران زمین. - دارای فضا سازی های عمیق و مجموعه بسیار گسترده ای از طرح های زیبای تلفیقی پارسی می باشد. - که با تکنیک دیجیتال طراحی و با چاپ بسیار نفیس پنجره ای متفاوت از انتخاب طرح و هنر پارسی را به مردم هنردوست ایران زمین تقدیم نموده
تابلوی خط "هیچ چرخان در میان هالهها" با الهام از شعر خیام تابلویی از نیستی نما در گرداب هستی
مقدمه: تابلویی از پوچی ظواهر در گرداب هستی
تابلوی خط پیش رو، اثری است که در آن، کلمهٔ "هیچ" به صورت دوار و تکرارشونده در میان هالههایی از رنگ و نور نقش بسته است. این تکرار محوشونده در زمینه، یادآور گذران و بیثباتی هستی است. در زیر این چرخش کلمات، طرحی دودمانند با رنگهای بنفش و قرمز فضایی عرفانی ایجاد کرده و به حس چرخش و بیقراری اثر میافزاید. این اثر با الهام از بیتی ژرف از خیام نیشابوری، "دنیا دیدی و هرچه دیدی هیچ است / و آن نیز که گفتی و شنیدی هیچ است"، طراحی شده است. گویی این تصویر، تجسمی بصری از پوچی ظواهر دنیوی، گذران عمر و بیحاصلی دلبستگی به امور فانی است که در گرداب هستی و در میان هالههای وهم و خیال، به چرخشی بیپایان گرفتار آمده است. این تحلیل جامع در نظر دارد تا با کاوش در ابعاد هنری، ادبی، مفهومی و فلسفی این اثر، مخاطب را به درکی عمیقتر از ارزشهای نهفته در این تابلوی خیالانگیز رهنمون سازد و چگونگی تجلی پوچی، گذران، عرفان، حرکت و بیثباتی در قالب این اثر هنری را آشکار نماید.
بخش اول: تحلیل ادبی شعر خیام و مفاهیم فلسفی آن
بیت برگزیده از خیام، با زبانی موجز و صریح، نگرشی بدبینانه و تأملبرانگیز به ماهیت دنیا و دستاوردهای انسان در آن ارائه میدهد.
-
"دنیا دیدی و هرچه دیدی هیچ است": این مصراع نخست، با لحنی قاطع و مبتنی بر تجربه، تمام آنچه انسان در طول زندگی در این دنیا مشاهده میکند را "هیچ" میخواند. این "هیچ" بودن، میتواند اشاره به ناپایداری، بیاصالتی، گذران بودن و عدم دستیابی به معنای حقیقی و پایدار در امور دنیوی داشته باشد. خیام، پس از عمری تأمل و مشاهده، به این نتیجه رسیده است که دلبستگی به ظواهر این جهان، سرابی بیش نیست.
-
"و آن نیز که گفتی و شنیدی هیچ است": این مصراع دوم، دامنهٔ پوچی را فراتر از دیدهها برده و شامل گفتارها و شنیدههای انسان نیز میسازد. سخنان و اطلاعاتی که رد و بدل میشوند، دانش و تجربیاتی که کسب میشوند، همه در نهایت "هیچ" تلقی میگردند. این میتواند به محدودیتهای زبان، نسبی بودن دانش بشری و در نهایت، عدم دستیابی به حقیقت مطلق از طریق کلام و استدلال اشاره داشته باشد.
در یک برداشت کلی، این بیت خیام، بیانگر نگرشی نیهیلیستی و تأکید بر پوچی و بیاعتباری جهان مادی و دستاوردهای انسان در آن است. شاعر، با تجربهای ژرف، به این باور رسیده است که دلبستگی به این عالم، ره به جایی نمیبرد و جستجوی معنای حقیقی باید در ورای این ظواهر فانی صورت گیرد.
بخش دوم: تحلیل هنری عناصر بصری تابلو
هنرمند در این اثر خط، با بهرهگیری از تکرار دوار کلمهٔ "هیچ"، هالههای رنگی، طرح دودمانند و زمینهٔ محو، تلاش کرده است تا این مفاهیم فلسفی و عرفانی را به زبان تصویر ترجمه نماید.
-
کلمهٔ "هیچ" بصورت دوار و تکرار شونده در زمینه: حضور مکرر و چرخشی کلمهٔ "هیچ" در زمینه، نمادی قدرتمند از پوچی و گذران هستی است.
- تکرار: تکرار یک واژه، بر مفهوم آن تأکید میکند. در اینجا، تکرار "هیچ" بر بیاثری و پوچی مداوم امور دنیوی تأکید دارد.
- دوران: حرکت دوار، نمادی از چرخهٔ زندگی، گذر زمان، بیقراری و عدم ثبات است. گویی دنیا و هر آنچه در آن است، در یک چرخش بیپایان و بیهدف گرفتار آمده است.
- محوشوندگی در زمینه: محو شدن کلمهٔ "هیچ" در زمینه، حس ناپایداری و گذرایی را تقویت میکند. آنچه امروز هست، فردا محو و ناپدید خواهد شد.
-
هاله ها: حضور هالههایی از رنگ و نور در اطراف کلمهٔ "هیچ" چرخان، میتواند معانی متعددی داشته باشد:
- وهم و خیال: هالهها اغلب با تصورات، اوهام و دنیای غیرواقعی مرتبط هستند. این میتواند اشاره به ماهیت وهمآلود و غیرواقعی دلبستگیهای دنیوی داشته باشد.
- جلوههای فریبنده: هالههای رنگین میتوانند نمادی از جلوههای فریبنده و جذابیتهای ظاهری دنیا باشند که در نهایت به پوچی منتهی میشوند.
- عدم قطعیت: هالهها، مرزهای مشخصی ندارند و حالتی مبهم و غیرقطعی را القا میکنند، که میتواند بازتابی از عدم قطعیت و ناپایداری جهان مادی باشد.
-
طرحی دود مانند با رنگ بنفش و قرمز در زیر نوشته ها: حضور طرحی دودمانند با رنگهای بنفش و قرمز، فضایی عرفانی و حسی از بیقراری را ایجاد میکند.
- دود به عنوان نماد: دود نمادی از عدم ثبات، گذرایی، تصاعد و عروج است. میتواند اشاره به تلاش روح برای رهایی از بندهای دنیوی و صعود به عالم معنا داشته باشد.
- رنگ بنفش: رنگ بنفش اغلب با معنویت، عرفان، شهود و دگرگونی مرتبط است. حضور آن میتواند بر جنبهٔ عرفانی اثر تأکید کند.
- رنگ قرمز: رنگ قرمز نماد شور، اشتیاق، عشق و بیقراری است. در این بستر، میتواند بیانگر بیقراری روح در جستجوی حقیقت در میان پوچیهای دنیا باشد.
- حس چرخش و بیقراری: شکل دودمانند و رنگهای پرحرارت، به حس چرخش کلمات "هیچ" و بیقراری هستی میافزایند.
-
زمینهٔ محو: محو بودن کلی زمینه، بر ناپایداری و عدم وضوح واقعیت دنیوی تأکید میکند. گویی همه چیز در هالهای از ابهام و گذران قرار دارد.
بخش سوم: تحلیل مفهومی و فلسفی
تابلوی خط "هیچ چرخان در میان هالهها" با الهام از شعر خیام، مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی را به شکلی هنرمندانه به تصویر میکشد:
- پوچی و بیاعتباری جهان مادی: تکرار و دوران کلمهٔ "هیچ"، تجسم بصری از پوچی و بیاعتباری دلبستگیها و دستاوردهای دنیوی از منظر خیام است.
- گذران عمر و ناپایداری هستی: چرخش مداوم "هیچ" و محو شدن آن در زمینه، نمادی از گذران سریع عمر و ناپایداری تمام مظاهر هستی است.
- وهم و خیال بودن دلبستگیها: هالههای رنگی، میتوانند اشاره به ماهیت وهمآلود و غیرواقعی دلبستگیهای انسان به امور فانی داشته باشند.
- جستجوی معنا در دل پوچی: حضور رنگهای عرفانی بنفش و قرمز در طرح دودمانند، میتواند بیانگر تلاش روح انسان برای یافتن معنا و حقیقت در دل این پوچی و گذران باشد. گویی در دل نیستی ظاهری، بارقههایی از معنویت و اشتیاق به حقیقت وجود دارد.
- بیقراری روح در گرداب هستی: حس چرخش و بیقراری ناشی از تکرار و حرکت دودمانند، میتواند نمادی از بیقراری و سرگردانی روح انسان در مواجهه با پوچی و گذران دنیا باشد.
- دعوت به رهایی از تعلقات: اثر در نهایت میتواند دعوتی ضمنی به رهایی از دلبستگی به این دنیای فانی و جستجوی ارزشهای پایدارتر و حقیقیتر باشد.
بخش چهارم: تحلیل تأثیر بر مخاطب و تناسب با سلایق مختلف
تابلوی خط "هیچ چرخان در میان هالهها" با الهام از شعر خیام، با ویژگیهای بصری و مفهومی خاص خود، میتواند تأثیرات متنوعی بر مخاطب داشته باشد و با سلایق گوناگونی ارتباط برقرار کند:
- برانگیختن حس تأمل و تفکر فلسفی: ترکیب شعر خیام با تصویر بصری، مخاطب را به تفکر در باب ماهیت دنیا، پوچی و گذران هستی دعوت میکند.
- ایجاد حس بیقراری و جستجو: حس چرخش و رنگهای عرفانی، میتواند حس بیقراری روح در جستجوی معنا را در بیننده بیدار کند.
- لذت بصری از ترکیب خط و رنگ: علاقهمندان به هنر خطاطی مدرن و استفاده از رنگهای انتزاعی، از این ترکیب هنرمندانه لذت خواهند برد.
- ارتباط با شعر و فلسفه خیام: دوستداران شعر خیام و نگرش فلسفی او به دنیا، ارتباط عمیقتری با مضمون و حس این اثر برقرار خواهند کرد.
- جذابیت برای مخاطبان با سلیقهٔ هنری خاص و مفهومی: ترکیب عناصر بصری و معنایی، این اثر را برای افرادی که به دنبال آثار هنری اندیشهبرانگیز و دارای عمق فلسفی و عرفانی هستند، جذاب میسازد.
این تابلو میتواند با سلایق مختلفی تناسب داشته باشد:
- علاقهمندان به شعر و فلسفه خیام.
- دوستداران هنر خطاطی مدرن و انتزاعی.
- افرادی که به دنبال آثار هنری تأملبرانگیز و دارای عمق فلسفی هستند.
- کسانی که از ترکیب حرکت، رنگ و مفهوم در هنر لذت میبرند.
- افرادی با سلیقهٔ هنری خاص و علاقهمند به آثار چندلایه و دارای عمق معنایی و بصری.
منازل و فضاهای مناسب برای نصب تابلو:
- فضاهای مطالعه و کتابخانه: مضمون فلسفی و تأملبرانگیز اثر، آن را برای این فضاها بسیار مناسب میسازد.
- اتاق نشیمن و پذیرایی مدرن: طراحی انتزاعی و رنگهای خاص اثر، میتواند به عنوان یک نقطهٔ کانونی جذاب عمل کند.
- دفاتر کار و فضاهای هنری: عمق معنایی اثر، میتواند فضایی متفکرانه و الهامبخش ایجاد کند.
- منازل افرادی با روحیهی جستجوگر و علاقهمند به فلسفه و هنر.
ارزشهای دکوراتیو اثر:
- اثری هنری منحصربهفرد و تأملبرانگیز با مضمون فلسفی و عرفانی.
- ایجاد حس پویایی، بیقراری و دعوت به تفکر در فضا.
- ترکیب هنرمندانه خط "هیچ" چرخان، هالههای رنگی و طرح دودمانند.
- استفاده از رنگهای عرفانی بنفش و قرمز برای ایجاد حس معنوی.
- قابلیت ایجاد یک نقطهٔ کانونی هنری با عمق معنایی و بصری.
نتیجهگیری: تابلویی از نیستی نما در گرداب هستی
تابلوی خط "هیچ چرخان در میان هالهها" با الهام از شعر خیام، اثری است که با هنرمندی تمام، پوچی ظواهر دنیا و گذران هستی را در قالب یک تجربهٔ بصری چندلایه به تجلی درآورده است. چرخش مداوم کلمهٔ "هیچ" در میان هالههای وهم و طرح دودمانند عرفانی، همگی در خدمت خلق اثری قرار گرفتهاند که نه تنها چشم را نوازش میدهد، بلکه ذهن را نیز به تفکر در باب ماهیت زندگی و بیاعتباری دلبستگیهای فانی وامیدارد. این اثر، زمزمهای از نیستی نما در گرداب هستی و یادآور آن است که شاید در دل این پوچی ظاهری، بارقههایی از حقیقت و معنا نهفته باشد که روح جستجوگر انسان در پی یافتن آن است.
، سرتاسرِ آفاق دویدی هیچ است، و آن نیز که در خانه خزیدی هیچ است. شاعر :خیام بزرگ - با تکنیک طراحی دیجیتال و چاپ بسیار نفیس - طراح: احمد قلی زاده - مجموعه تابلوهای گالری چارگوش تلاشی است برای ارتقای زبان بیان هنر ایران زمین. - دارای فضا سازی های عمیق و مجموعه بسیار گسترده ای از طرح های زیبای تلفیقی پارسی می باشد. - که با تکنیک دیجیتال طراحی و با چاپ بسیار نفیس پنجره ای متفاوت از انتخاب طرح و هنر پارسی را به مردم هنردوست ایران زمین تقدیم نموده