



تابلو جان من و جهان من، دختری با دستی بر چشمش با غزلی از مولانا اثر گالری چارگوش مدل 2875
امکان قسطبندی برحسب اعتبار تربپی
۴ قسط ماهانه. بدون سود، چک و ضامن.
نوع کاربرد
دیواری
جنس
بوم
ویژگیهای مقاومتی
مقاوم در برابر آب
ویژگیهای نظافتی
قابلیت نظافت آسان
تعدادتکه
یک تکه
تابلوی جان من و جهان من، دختری با دستی بر چشمش با غزلی از مولانا
مقدمه: در پسِ پردهی ظاهر، تجلی روح حقیقت
تابلوی هنری "جان من و جهان من"، فراتر از یک تصویر صرف است؛ این بوم، منظومهای بصری و فلسفی است که هنر، ادبیات و حکمت عرفانی را در هم تنیده تا داستانی از تناقض، پنهانکاری و تجلی حقیقت را روایت کند. با تلفیق چهره انسانی، نقوش مینیاتوری، خوشنویسی سیال و حکمت مولانا، این تابلو بازتابی از این حقیقت است که برای رسیدن به حقیقت، باید از حواس ظاهری دست کشید و با چشم جان به تماشا نشست.
بخش اول: کالبدشکافی بصری و تحلیل زیباییشناسانه
1. ترکیببندی محوری و نمادین: چهرهای در مرکز هستی
تابلو با یک ترکیببندی محوری، دختری را در مرکز بوم قرار داده که تمام توجه بیننده را به خود جلب میکند. نگاه او به بیرون، دریچهای به جهان درونی اوست. مرکزیت این چهره نشان میدهد که انسان محور هستی است و جهان بازتابی از حقیقت درونی اوست. بافتهای آبستره و خطوط مشکی روی صورت و زمینه حسی از نبرد درونی و پیچیدگی ذهن را منتقل میکنند و سفر به حقیقت را پرچالش و پرپیچ و خم نشان میدهند.
2. نمادگرایی رنگی و بافتسازی: از سایه تا نور
الف) سیاه و سفید: نماد دوگانگی
رنگهای سیاه و سفید، نمادهای بنیادین هستی هستند و تضادهای وجودی مانند خیر و شر، نور و تاریکی، یا معصومیت و تجربه را نشان میدهند. لکههای مشکی روی صورت، سایهها و تاریکیهای درونی را نمایان میکنند.
ب) آبی، قرمز و طلایی: اکسیر حقیقت
تاج مینیاتوری با رنگهای آبی، قرمز و طلایی طراحی شده است. آبی نماد آسمان و حقیقت، قرمز نماد شور و عشق، و طلایی نماد نور الهی و حکمت است. این تاج، ارتباط انسان با عالم بالا و تجلی حقیقت درون را نشان میدهد و تضاد رنگها با زمینه سیاه و سفید، حس امید و روشنایی ایجاد میکند.
3. خوشنویسی و فرمهای سیال: رقص روح در مسیر کمال
خوشنویسی به شیوهای سیال و پویا و با خطوطی که در هم میپیچند، چرخش سماع مولانا و حرکت روح برای رسیدن به اصل خود را نمایش میدهد. این خطوط مرز میان چهره و زمینه را از بین برده و آنها را در یک "حقیقت واحد" ادغام میکنند.
بخش دوم: تحلیل مفهومی و نمادین
1. دستی بر چشم: پنهانکاری و دیدن با چشم جان
دست دختر بر چشم چپ او، نمادی عمیق و چندلایه است:
- پنهانکاری: نماد مخفی کردن حقیقت، راز یا درد درونی.
- بصیرت درونی: چشم سر دیدن ظواهر و چشم دل دیدن حقایق را نشان میدهد؛ بستن یک چشم نمادی از بستن چشم مادی و گشودن چشم جان است.
- اشاره به حقیقت: بیان میکند که "حقیقت، نه در آنچه میبینید، بلکه در آنچه پنهان است نهفته است."
2. تفسیر فلسفی شعر مولانا: از جسم تا جان
- "جان من و جهان من، زهره آسمان من": وجود شاعر تمام هستی او را تشکیل میدهد، "زهره آسمان" نماد راهنما و نور است.
- "آتش تو نشان من، در دل همچو عود من": عشق الهی در دل عاشق مانند عود میسوزد و معرفت را آشکار میکند.
- "جسم نبود و جان بدم، با تو بر آسمان بدم": فراتر رفتن از جسم فانی و عروج روح به آسمانها، بیانگر فنای در معشوق و بقای با اوست.
- "هیچ نبود در میان، گفت من و شنود من": وحدت مطلق عاشق و معشوق، مرزها و گفتار و شنیدار از بین میرود و سکوت پرمعنا ایجاد میشود.
3. فلسفه وحدت و کثرت: در هم تنیدگی نور و تاریکی
چهره دختر با تضادهایش یک وحدت را شکل میدهد و خطوط خوشنویسی مرزها را از بین میبرند. جهان و انسان پر از دوگانگیاند، اما در باطن همه به یک حقیقت واحد متصلاند؛ همان "جان و جهان" مولانا.
بخش سوم: معنای عمیق و پیام جهانی اثر
1. گفتگو با انسان معاصر: یافتن وحدت درونی
در دنیای مدرن که انسان با انزوا و تفرقه دست و پنجه نرم میکند، تابلو پیام پیوند و یگانگی میدهد. برای رسیدن به یک وجود کامل، باید دو قطب درونی (نور و تاریکی) را به وحدت رساند و به عمق وجود سفر کرد.
2. نقش هنر در انتقال مفاهیم انتزاعی
تابلو نشان میدهد که هنر میتواند مفاهیم پیچیدهای مثل فنای جسم، حیات روح، و حقیقت پنهان را به صورت بصری منتقل کند و بیننده را به درک شهودی از آنها برساند.
نتیجهگیری: تندیس جستجو و رهایی
تابلوی "جان من و جهان من" با تلفیق خوشنویسی، نقاشی و مفاهیم عرفانی، تجربه بصری و معنوی عمیقی ارائه میدهد. نمادها و عناصر اثر، داستان سفر روح انسان به وحدت و حقیقت را روایت میکنند. این تابلو یادآوری میکند که تنها با پذیرش دوگانگیهای درونی و نگاه به عمق جان، میتوان به اسرار پنهان و حقیقت مطلق دست یافت؛ هر نگاه، رازی جدید را آشکار میکند و بیننده را به تأمل در عمیقترین لایههای وجود دعوت میکند.
توضیحات فنی و اثر هنری
- تکنیک: طراحی دیجیتال و چاپ بسیار نفیس
- طراح: احمد قلی زاده
- مجموعه تابلوهای گالری چارگوش با بیش از یک دهه خلق آثار هنری، تلاشی برای ارتقای زبان بیان هنر ایران زمین
- فضاسازیهای عمیق و مجموعه گستردهای از طرحهای مفهومی و اورینتال فارسی با الهام از سرودههای اساطیر ادبی ایران زمین
- پنجرهای متفاوت از انتخاب طرح و هنر پارسی برای مردم هنردوست ایران زمین
تابلوی جان من و جهان من، دختری با دستی بر چشمش با غزلی از مولانا
مقدمه: در پسِ پردهی ظاهر، تجلی روح حقیقت
تابلوی هنری "جان من و جهان من"، فراتر از یک تصویر صرف است؛ این بوم، منظومهای بصری و فلسفی است که هنر، ادبیات و حکمت عرفانی را در هم تنیده تا داستانی از تناقض، پنهانکاری و تجلی حقیقت را روایت کند. با تلفیق چهره انسانی، نقوش مینیاتوری، خوشنویسی سیال و حکمت مولانا، این تابلو بازتابی از این حقیقت است که برای رسیدن به حقیقت، باید از حواس ظاهری دست کشید و با چشم جان به تماشا نشست.
بخش اول: کالبدشکافی بصری و تحلیل زیباییشناسانه
1. ترکیببندی محوری و نمادین: چهرهای در مرکز هستی
تابلو با یک ترکیببندی محوری، دختری را در مرکز بوم قرار داده که تمام توجه بیننده را به خود جلب میکند. نگاه او به بیرون، دریچهای به جهان درونی اوست. مرکزیت این چهره نشان میدهد که انسان محور هستی است و جهان بازتابی از حقیقت درونی اوست. بافتهای آبستره و خطوط مشکی روی صورت و زمینه حسی از نبرد درونی و پیچیدگی ذهن را منتقل میکنند و سفر به حقیقت را پرچالش و پرپیچ و خم نشان میدهند.
2. نمادگرایی رنگی و بافتسازی: از سایه تا نور
الف) سیاه و سفید: نماد دوگانگی
رنگهای سیاه و سفید، نمادهای بنیادین هستی هستند و تضادهای وجودی مانند خیر و شر، نور و تاریکی، یا معصومیت و تجربه را نشان میدهند. لکههای مشکی روی صورت، سایهها و تاریکیهای درونی را نمایان میکنند.
ب) آبی، قرمز و طلایی: اکسیر حقیقت
تاج مینیاتوری با رنگهای آبی، قرمز و طلایی طراحی شده است. آبی نماد آسمان و حقیقت، قرمز نماد شور و عشق، و طلایی نماد نور الهی و حکمت است. این تاج، ارتباط انسان با عالم بالا و تجلی حقیقت درون را نشان میدهد و تضاد رنگها با زمینه سیاه و سفید، حس امید و روشنایی ایجاد میکند.
3. خوشنویسی و فرمهای سیال: رقص روح در مسیر کمال
خوشنویسی به شیوهای سیال و پویا و با خطوطی که در هم میپیچند، چرخش سماع مولانا و حرکت روح برای رسیدن به اصل خود را نمایش میدهد. این خطوط مرز میان چهره و زمینه را از بین برده و آنها را در یک "حقیقت واحد" ادغام میکنند.
بخش دوم: تحلیل مفهومی و نمادین
1. دستی بر چشم: پنهانکاری و دیدن با چشم جان
دست دختر بر چشم چپ او، نمادی عمیق و چندلایه است:
- پنهانکاری: نماد مخفی کردن حقیقت، راز یا درد درونی.
- بصیرت درونی: چشم سر دیدن ظواهر و چشم دل دیدن حقایق را نشان میدهد؛ بستن یک چشم نمادی از بستن چشم مادی و گشودن چشم جان است.
- اشاره به حقیقت: بیان میکند که "حقیقت، نه در آنچه میبینید، بلکه در آنچه پنهان است نهفته است."
2. تفسیر فلسفی شعر مولانا: از جسم تا جان
- "جان من و جهان من، زهره آسمان من": وجود شاعر تمام هستی او را تشکیل میدهد، "زهره آسمان" نماد راهنما و نور است.
- "آتش تو نشان من، در دل همچو عود من": عشق الهی در دل عاشق مانند عود میسوزد و معرفت را آشکار میکند.
- "جسم نبود و جان بدم، با تو بر آسمان بدم": فراتر رفتن از جسم فانی و عروج روح به آسمانها، بیانگر فنای در معشوق و بقای با اوست.
- "هیچ نبود در میان، گفت من و شنود من": وحدت مطلق عاشق و معشوق، مرزها و گفتار و شنیدار از بین میرود و سکوت پرمعنا ایجاد میشود.
3. فلسفه وحدت و کثرت: در هم تنیدگی نور و تاریکی
چهره دختر با تضادهایش یک وحدت را شکل میدهد و خطوط خوشنویسی مرزها را از بین میبرند. جهان و انسان پر از دوگانگیاند، اما در باطن همه به یک حقیقت واحد متصلاند؛ همان "جان و جهان" مولانا.
بخش سوم: معنای عمیق و پیام جهانی اثر
1. گفتگو با انسان معاصر: یافتن وحدت درونی
در دنیای مدرن که انسان با انزوا و تفرقه دست و پنجه نرم میکند، تابلو پیام پیوند و یگانگی میدهد. برای رسیدن به یک وجود کامل، باید دو قطب درونی (نور و تاریکی) را به وحدت رساند و به عمق وجود سفر کرد.
2. نقش هنر در انتقال مفاهیم انتزاعی
تابلو نشان میدهد که هنر میتواند مفاهیم پیچیدهای مثل فنای جسم، حیات روح، و حقیقت پنهان را به صورت بصری منتقل کند و بیننده را به درک شهودی از آنها برساند.
نتیجهگیری: تندیس جستجو و رهایی
تابلوی "جان من و جهان من" با تلفیق خوشنویسی، نقاشی و مفاهیم عرفانی، تجربه بصری و معنوی عمیقی ارائه میدهد. نمادها و عناصر اثر، داستان سفر روح انسان به وحدت و حقیقت را روایت میکنند. این تابلو یادآوری میکند که تنها با پذیرش دوگانگیهای درونی و نگاه به عمق جان، میتوان به اسرار پنهان و حقیقت مطلق دست یافت؛ هر نگاه، رازی جدید را آشکار میکند و بیننده را به تأمل در عمیقترین لایههای وجود دعوت میکند.
توضیحات فنی و اثر هنری
- تکنیک: طراحی دیجیتال و چاپ بسیار نفیس
- طراح: احمد قلی زاده
- مجموعه تابلوهای گالری چارگوش با بیش از یک دهه خلق آثار هنری، تلاشی برای ارتقای زبان بیان هنر ایران زمین
- فضاسازیهای عمیق و مجموعه گستردهای از طرحهای مفهومی و اورینتال فارسی با الهام از سرودههای اساطیر ادبی ایران زمین
- پنجرهای متفاوت از انتخاب طرح و هنر پارسی برای مردم هنردوست ایران زمین