

تابلو ایرانی قرار خسرو شیرین را در چشمه سار با الهام از شعر نظامی اثر گالری چارگوش مدل 2213
امکان قسطبندی برحسب اعتبار تربپی
۴ قسط ماهانه. بدون سود، چک و ضامن.
نوع کاربرد
دیواری
جنس
بوم
ویژگیهای مقاومتی
مقاوم در برابر آب
ویژگیهای نظافتی
قابلیت نظافت آسان
تعدادتکه
یک تکه
تابلو ایرانی «قرار خسرو و شیرین در چشمهسار» با الهام از شعر نظامی
کالبدشکافی لایههای عشق و حکمت
مقدمه: از افسانه تا ابدیت؛ معماری بصری داستان نظامی
تابلوی ایرانی هنری «قرار خسرو و شیرین در چشمهسار» اثری چندلایه و تأملبرانگیز از گالری چارگوش است که داستان جاودانهٔ خسرو و شیرینِ نظامی گنجوی را در قالبی مدرن و تمثیلی بازخوانی میکند. این اثر با الهام از لحظهٔ سرنوشتساز ملاقات ناخواستهٔ خسرو و شیرین در کنار چشمه، فراتر از یک صحنهٔ عاشقانه عمل کرده و از طریق لایههای نمادین و معماری–عرفانی، به فلسفهٔ عشق، آرزو و جستجوی معشوق میپردازد.
استاد احمد قلی زاده با ترکیب هوشمندانهٔ مینیاتور سنتی، خوشنویسی ایرانی و فرمهای انتزاعی سهبعدی فضایی رمانتیک و در عین حال عمیق خلق کرده که با جوهرهٔ حکایت نظامی همنفس است.
بخش اول: کالبدشکافی بصری و رمزگشایی از فرمهای لایهای
۱. معماری لایهها؛ از متن تا تجسم عشق
ساختار این تابلو بر تکنیک لایهبندی هدفمند استوار است؛ هر لایه بُعدی از روایت را بازگو میکند:
-
لایهٔ بنیادین (متن و خاطره): زمینهٔ طلایی و خوشنویسی مینیاتوری، نماد حافظهٔ تاریخی داستان، متن نظامی و بستر زمان است. رنگ طلا بر ارزش جاودانه و کلاسیک روایت تأکید دارد.
-
لایهٔ میانی (واقعهٔ اصلی): تصویر مینیاتوری قرار خسرو و شیرین کنار آب که لحظهٔ عینی و سرنوشتساز داستان را بازنمایی میکند.
-
لایهٔ فرمال (محراب و دروازه): قاب محرابگونه و فرمهای رودآبی، چارچوبی قدسی برای عشق میسازند؛ مکانی برای ملاقات، راز و دگرگونی.
-
لایهٔ نهایی (تجسم روح): دو نیمرخ تمامکادر از معشوقین که بهصورت دوار پیرامون یکدیگر حرکت میکنند، نماد وحدت روحی و عبور از ساحت مادیاند.
۲. تحلیل پالت رنگی؛ از طلای تاریخ تا لاجورد اشتیاق
-
طلایی: نماد جاودانگی، عظمت و ارزش تاریخی روایت.
-
آبی و لاجوردی: نشانهٔ آب، پاکی، جریان زندگی و محل تلاقی روحها.
-
رنگهای مینیاتوری: بازتاب شور، زندگی و زیبایی لحظهٔ زمینی ملاقات.
-
مشکی و قهوهای تیره: القاگر عمق، فضای رازآلود و دشواری مسیر عشق.
۳. فرم و ساختار انتزاعی؛ دروازهٔ زمان و چرخش عشق
-
محراب: مرز میان واقعیت عینی و ساحت معنوی؛ مکان کشف حقیقت عشق.
-
چرخش نیمرخها: تجسم بصری عشق پویا و ابدی؛ سیر مداوم دو روح بهسوی یگانگی.
بخش دوم: تحلیل ادبی و تفسیر مفهومی
۱. الهام از نظامی؛ جستجوی نایافته و تقدیر
-
دو جستجو، یک نقطه: خسرو در پی عشق و شیرین در جستجوی آب؛ چشمهسار محل تلاقی این دو خواست است.
-
عریانی حقیقت: ملاقات کنار آب نماد بیپرده بودن حقیقت عشق و لحظهٔ ناب کشف است.
۲. لایههای زمان و روایت
-
مینیاتور: واقعهٔ تاریخی.
-
محراب و رود: ساحت تمثیلی و روحانی.
-
نیمرخها: حقیقت ابدی و وحدت عاشق و معشوق.
این ساختار نشان میدهد که داستان خسرو و شیرین، نه روایتی خطی، بلکه هندسهای وجودی از ماده تا معناست.
۳. عشق در حال چرخش
چرخش نیمرخها یادآور سماع عرفانی و حرکت بهسوی وحدت است؛ جایی که خسرو و شیرین دیگر دو فرد نیستند، بلکه دو قطب از یک حقیقت واحدند.
بخش سوم: تکنیک و جایگاه در هنر معاصر
۱. هنر تلفیقی و احیای سنت
این اثر نمونهای شاخص از نقاشی تلفیقی اثر گالری چارگوش است؛ پیوند مینیاتور ایرانی با کلاژ و طراحی دیجیتال که به سنت، بیانی معاصر میبخشد.
۲. فضای رمانتیک و دراماتیک
کنتراست طلا و لاجورد، همراه با تضاد مقیاسها، بیننده را به فضایی عاطفی و فراتاریخی وارد میکند.
نتیجهگیری: وحدت در کثرت لایهها
تابلوی «قرار خسرو و شیرین در چشمهسار» روایتی بصری از حقیقت لایهلایهٔ عشق است؛ از لحظهای ساده کنار آب تا چرخشی ابدی در هستی.
تکنیک: طراحی دیجیتال و چاپ بسیار نفیس
طراح: احمد قلیزاده
مجموعه آثار گالری چارگوش، با بیش از یک دهه خلق آثار هنری، تلاشی است برای گسترش زبان معاصر هنر ایرانزمین.
این آثار با فضاسازیهای عمیق، مفاهیم اورینتال و الهام از اساطیر ادبی ایران، پنجرهای تازه به هنر پارسی میگشایند.
تابلو ایرانی «قرار خسرو و شیرین در چشمهسار» با الهام از شعر نظامی
کالبدشکافی لایههای عشق و حکمت
مقدمه: از افسانه تا ابدیت؛ معماری بصری داستان نظامی
تابلوی ایرانی هنری «قرار خسرو و شیرین در چشمهسار» اثری چندلایه و تأملبرانگیز از گالری چارگوش است که داستان جاودانهٔ خسرو و شیرینِ نظامی گنجوی را در قالبی مدرن و تمثیلی بازخوانی میکند. این اثر با الهام از لحظهٔ سرنوشتساز ملاقات ناخواستهٔ خسرو و شیرین در کنار چشمه، فراتر از یک صحنهٔ عاشقانه عمل کرده و از طریق لایههای نمادین و معماری–عرفانی، به فلسفهٔ عشق، آرزو و جستجوی معشوق میپردازد.
استاد احمد قلی زاده با ترکیب هوشمندانهٔ مینیاتور سنتی، خوشنویسی ایرانی و فرمهای انتزاعی سهبعدی فضایی رمانتیک و در عین حال عمیق خلق کرده که با جوهرهٔ حکایت نظامی همنفس است.
بخش اول: کالبدشکافی بصری و رمزگشایی از فرمهای لایهای
۱. معماری لایهها؛ از متن تا تجسم عشق
ساختار این تابلو بر تکنیک لایهبندی هدفمند استوار است؛ هر لایه بُعدی از روایت را بازگو میکند:
-
لایهٔ بنیادین (متن و خاطره): زمینهٔ طلایی و خوشنویسی مینیاتوری، نماد حافظهٔ تاریخی داستان، متن نظامی و بستر زمان است. رنگ طلا بر ارزش جاودانه و کلاسیک روایت تأکید دارد.
-
لایهٔ میانی (واقعهٔ اصلی): تصویر مینیاتوری قرار خسرو و شیرین کنار آب که لحظهٔ عینی و سرنوشتساز داستان را بازنمایی میکند.
-
لایهٔ فرمال (محراب و دروازه): قاب محرابگونه و فرمهای رودآبی، چارچوبی قدسی برای عشق میسازند؛ مکانی برای ملاقات، راز و دگرگونی.
-
لایهٔ نهایی (تجسم روح): دو نیمرخ تمامکادر از معشوقین که بهصورت دوار پیرامون یکدیگر حرکت میکنند، نماد وحدت روحی و عبور از ساحت مادیاند.
۲. تحلیل پالت رنگی؛ از طلای تاریخ تا لاجورد اشتیاق
-
طلایی: نماد جاودانگی، عظمت و ارزش تاریخی روایت.
-
آبی و لاجوردی: نشانهٔ آب، پاکی، جریان زندگی و محل تلاقی روحها.
-
رنگهای مینیاتوری: بازتاب شور، زندگی و زیبایی لحظهٔ زمینی ملاقات.
-
مشکی و قهوهای تیره: القاگر عمق، فضای رازآلود و دشواری مسیر عشق.
۳. فرم و ساختار انتزاعی؛ دروازهٔ زمان و چرخش عشق
-
محراب: مرز میان واقعیت عینی و ساحت معنوی؛ مکان کشف حقیقت عشق.
-
چرخش نیمرخها: تجسم بصری عشق پویا و ابدی؛ سیر مداوم دو روح بهسوی یگانگی.
بخش دوم: تحلیل ادبی و تفسیر مفهومی
۱. الهام از نظامی؛ جستجوی نایافته و تقدیر
-
دو جستجو، یک نقطه: خسرو در پی عشق و شیرین در جستجوی آب؛ چشمهسار محل تلاقی این دو خواست است.
-
عریانی حقیقت: ملاقات کنار آب نماد بیپرده بودن حقیقت عشق و لحظهٔ ناب کشف است.
۲. لایههای زمان و روایت
-
مینیاتور: واقعهٔ تاریخی.
-
محراب و رود: ساحت تمثیلی و روحانی.
-
نیمرخها: حقیقت ابدی و وحدت عاشق و معشوق.
این ساختار نشان میدهد که داستان خسرو و شیرین، نه روایتی خطی، بلکه هندسهای وجودی از ماده تا معناست.
۳. عشق در حال چرخش
چرخش نیمرخها یادآور سماع عرفانی و حرکت بهسوی وحدت است؛ جایی که خسرو و شیرین دیگر دو فرد نیستند، بلکه دو قطب از یک حقیقت واحدند.
بخش سوم: تکنیک و جایگاه در هنر معاصر
۱. هنر تلفیقی و احیای سنت
این اثر نمونهای شاخص از نقاشی تلفیقی اثر گالری چارگوش است؛ پیوند مینیاتور ایرانی با کلاژ و طراحی دیجیتال که به سنت، بیانی معاصر میبخشد.
۲. فضای رمانتیک و دراماتیک
کنتراست طلا و لاجورد، همراه با تضاد مقیاسها، بیننده را به فضایی عاطفی و فراتاریخی وارد میکند.
نتیجهگیری: وحدت در کثرت لایهها
تابلوی «قرار خسرو و شیرین در چشمهسار» روایتی بصری از حقیقت لایهلایهٔ عشق است؛ از لحظهای ساده کنار آب تا چرخشی ابدی در هستی.
تکنیک: طراحی دیجیتال و چاپ بسیار نفیس
طراح: احمد قلیزاده
مجموعه آثار گالری چارگوش، با بیش از یک دهه خلق آثار هنری، تلاشی است برای گسترش زبان معاصر هنر ایرانزمین.
این آثار با فضاسازیهای عمیق، مفاهیم اورینتال و الهام از اساطیر ادبی ایران، پنجرهای تازه به هنر پارسی میگشایند.