
در حال بارگزاری...
- گالری هنری مفهومی چارگوش - SINCE 2011 - ثبت:284477 - نگاهی نوگرایانه بر ادبیات و فرهنگ در هنر تجسمی ایران کهن - هنر تبلوری از روح پروردگار - زیباترین آثار و محصولات هنری مدرن اختصاصی با الهام از ایران زمین -

در حال بارگزاری...




۴ قسط ماهانه. بدون سود، چک و ضامن.
نوع کاربرد
دیواری
جنس
بوم
ویژگیهای مقاومتی
مقاوم در برابر آب
ویژگیهای نظافتی
قابلیت نظافت آسان
تعدادتکه
یک تکه
در دنیای هنر و عرفان، رقص همواره نمادی از حرکت، شور و اتصال به عالم بالاست. تابلوی "رقص بالرینها بر سقف امارت قدیمی ایرانی"، نمونهای بیبدیل از این پیوند قدسی است؛ جایی که حرکت بالرینها با کلام عارفانه عطار نیشابوری درهم میآمیزد تا یک اثر هنری عمیق و چندلایه را خلق کند. این تابلو، فراتر از یک نقاشی، یک گفتگوی عمیق میان زبان رقص و زبان شعر است. استاد احمد قلی زاده با تلفیق عناصر واقعگرایانه (بالرینها و سقف امارت)، نمادهای سنتی ایرانی و خوشنویسی، یک اثر هنری مفهومی و فرهنگی خلق کرده که فراتر از یک تابلوی تزئینی، بیانیهای عمیق در باب عشق، معرفت و حقیقت اثر گالری چارگوش است. این تابلو، با تکیه بر ابیات عطار، مخاطب را به سفری درونی دعوت میکند؛ سفری به اقلیمِ "محرمِ دوست"، جایی که تنها با حرکت و رهاییِ روح میتوان به آن دست یافت.
اولین چیزی که در این تابلو، چشم را به خود جلب میکند، پسزمینهای است که سقف یک امارت قدیمی ایرانی را به تصویر میکشد. این سقف، با طرحها و نقوش سنتیاش، نمادی از تاریخ، اصالت و حکمت کهن ایرانی است. این سقف، میتواند نمادی از "جهانِ درون" ما باشد؛ مکانی که در آن، حقیقت پنهان شده است. حضور سقف در بالای سر بالرینها، حسِ معنویت و اتصال به عالم بالا را القا میکند.
در قسمت پایین تابلو، تصویر بالرینها به صورت آینهوار منعکس شده است. این بازتاب، یک عنصر بصری هوشمندانه و عمیق است. آینه، در ادبیات عرفانی، نمادی از قلبِ عارف است که حقیقت را در خود منعکس میکند. این بازتابِ آینهوار، به ما میگوید که رقص بالرینها، تنها یک حرکت فیزیکی نیست، بلکه بازتابی از یک رقص درونی و معنوی است.
نقطهی کانونی تابلو، بالرینهایی هستند که در یک ردیف در کنار هم ایستادهاند. بالرینها، با لباسهای سفید و حالتهای ظریفشان، نمادی از پاکی، لطافت، زیبایی و معصومیت هستند. در عرفان، فرشتگان نیز چنین خصوصیاتی دارند. هنرمند با به تصویر کشیدن بالرینها به عنوان نمادی از فرشتگان، یک پل میان جهان مادی و جهان معنوی برقرار کرده است. این بالرینها، گویی فرشتگانی هستند که برای به نمایش گذاشتنِ یک رقصِ الهی، بر روی سقفِ جهانِ ما فرود آمدهاند.
شعر عطار، "ای نسیم سحر از من به دلارام بگوی / که کسی جز تو ندانم که بود محرم دوست"، در میان دو ردیف بالرینها خوشنویسی شده است. این خوشنویسی، نه تنها یک متن، بلکه یک پل است که رقص بالرینها را به مفهوم شعر پیوند میزند. کلمات با خطی زیبا و رها، در میان تصویر قرار گرفتهاند و گویی خود، در حال رقصیدن هستند.
این عبارت، هستهی اصلی و قلب تپندهی این تابلو است. "نسیم سحر"، در ادبیات عرفانی، نمادی از روح الهی یا پیامآورِ حقیقت است. "دلارام"، نمادی از معشوقِ الهی است. این تابلو، با برجسته کردن این عبارت، این پیام را منتقل میکند که تنها راهِ رساندنِ پیامِ دلِ عاشق به معشوق، از طریق "نسیم سحر" یا همان واسطهی معنوی است.
بیت دوم، اوجِ معرفت و عرفان در این تابلو را به نمایش میگذارد. "محرمِ دوست"، به معنای کسی است که به اسرار معشوق آگاه است و میتواند به او نزدیک شود. این تابلو، با به تصویر کشیدن این مفهوم، به ما یادآوری میکند که برای رسیدن به حقیقت، باید از "خود"ِ بیرونی فراتر رفته و به "محرمِ دوست" تبدیل شویم.
رقص بالرینها، در این تابلو، یک عمل هنری نیست، بلکه یک عملِ عرفانی است. رقص، نمادی از رهایی از قید و بندهای مادی و پیوستن به عالم بالاست. بالرینها، با حرکات ظریف و موزون خود، گویی در حال نمایشِ سیر و سلوکِ عرفانی هستند. این تابلو، به ما میآموزد که برای رسیدن به حقیقت، باید از قید و بندهای زمینی رها شویم و مانند فرشتگان، به رقص درآییم.
این تابلو، یک اثر تلفیقی است که به زیبایی سنت و مدرنیته را در هم آمیخته است. از یک سو، از نقوش سنتی و خوشنویسی کهن ایرانی استفاده کرده و از سوی دیگر، با رویکرد مفهومی و مدرن (تلفیق رقص باله با عرفان)، به زبانی امروزی با مخاطب خود سخن میگوید. این تلفیق، نشاندهندهی این حقیقت است که مفاهیم والایی چون عشق و عرفان، ازلی و ابدی هستند و میتوانند در هر زمان و مکانی، به زبان هنر بیان شوند.
این تابلو، یک اثر هنری نیست که تنها برای تماشا باشد. این اثر، یک مدیتیشن بصری است. این تابلو، عشق، رهایی و معرفت را در هم میآمیزد و یک دنیای رویاگونه و رازآلود را خلق میکند. این تابلو، به ما یادآوری میکند که برای رسیدن به حقیقت، باید از قید و بندهای مادی رها شویم و به رقص درآییم. این تابلو، یک سرمایهگذاری هنری است که هر روز، با نگاه به آن، میتوان به یادآوری این نکتهی بنیادین پرداخت که حقیقت، در درون ماست.
تابلوی "رقص بالرینها بر سقف امارت قدیمی ایرانی"، یک اثر جامع و عمیق است که با تلفیق بینظیر خوشنویسی، نقاشی و مفاهیم عرفانی، یک تجربهی بصری و معنوی بیهمتا را ارائه میدهد. این اثر، نه تنها یک تصویر زیبا، بلکه یک کتابِ گشوده است که هر بار با نگاه به آن، میتوان فصلی تازه از عشق، معرفت و رهایی را ورق زد. این تابلو، بیانگر این حقیقت است که هنر، گاهی قادر است از کلمات فراتر رود و نادیدهها را به تصویر بکشد. این اثر، به هر خانهای که وارد میشود، نه تنها زیبایی، بلکه عمق، تفکر و آرامش را به ارمغان میآورد؛ آرامشی که ریشه در کلام جاودانهی عطار دارد.
- با تکنیک طراحی دیجیتال و چاپ بسیار نفیس - طراح: احمد قلی زاده
- مجموعه تابلوهای گالری چارگوش با بیش از یک دهه خلق آثار هنری تلاشی است برای ارتقای زبان بیان هنر ایران زمین.
- این آثار دارای فضا سازیهای عمیق و مجموعه بسیار گستردهای از طرحهای زیبای مفهومی و اورینتال فارسی با الهام از سرودههای اساطیر ادبی ایران زمین، تلفیقی از عشق و فضای لامتنهیست از نور بسوی زیبایی ... این آثار با تکنیک دیجیتال طراحی و با چاپ بسیار نفیس پنجرهای متفاوت از انتخاب طرح و هنر پارسی را به مردم هنردوست ایران زمین تقدیم نمودهاند.
در دنیای هنر و عرفان، رقص همواره نمادی از حرکت، شور و اتصال به عالم بالاست. تابلوی "رقص بالرینها بر سقف امارت قدیمی ایرانی"، نمونهای بیبدیل از این پیوند قدسی است؛ جایی که حرکت بالرینها با کلام عارفانه عطار نیشابوری درهم میآمیزد تا یک اثر هنری عمیق و چندلایه را خلق کند. این تابلو، فراتر از یک نقاشی، یک گفتگوی عمیق میان زبان رقص و زبان شعر است. استاد احمد قلی زاده با تلفیق عناصر واقعگرایانه (بالرینها و سقف امارت)، نمادهای سنتی ایرانی و خوشنویسی، یک اثر هنری مفهومی و فرهنگی خلق کرده که فراتر از یک تابلوی تزئینی، بیانیهای عمیق در باب عشق، معرفت و حقیقت اثر گالری چارگوش است. این تابلو، با تکیه بر ابیات عطار، مخاطب را به سفری درونی دعوت میکند؛ سفری به اقلیمِ "محرمِ دوست"، جایی که تنها با حرکت و رهاییِ روح میتوان به آن دست یافت.
اولین چیزی که در این تابلو، چشم را به خود جلب میکند، پسزمینهای است که سقف یک امارت قدیمی ایرانی را به تصویر میکشد. این سقف، با طرحها و نقوش سنتیاش، نمادی از تاریخ، اصالت و حکمت کهن ایرانی است. این سقف، میتواند نمادی از "جهانِ درون" ما باشد؛ مکانی که در آن، حقیقت پنهان شده است. حضور سقف در بالای سر بالرینها، حسِ معنویت و اتصال به عالم بالا را القا میکند.
در قسمت پایین تابلو، تصویر بالرینها به صورت آینهوار منعکس شده است. این بازتاب، یک عنصر بصری هوشمندانه و عمیق است. آینه، در ادبیات عرفانی، نمادی از قلبِ عارف است که حقیقت را در خود منعکس میکند. این بازتابِ آینهوار، به ما میگوید که رقص بالرینها، تنها یک حرکت فیزیکی نیست، بلکه بازتابی از یک رقص درونی و معنوی است.
نقطهی کانونی تابلو، بالرینهایی هستند که در یک ردیف در کنار هم ایستادهاند. بالرینها، با لباسهای سفید و حالتهای ظریفشان، نمادی از پاکی، لطافت، زیبایی و معصومیت هستند. در عرفان، فرشتگان نیز چنین خصوصیاتی دارند. هنرمند با به تصویر کشیدن بالرینها به عنوان نمادی از فرشتگان، یک پل میان جهان مادی و جهان معنوی برقرار کرده است. این بالرینها، گویی فرشتگانی هستند که برای به نمایش گذاشتنِ یک رقصِ الهی، بر روی سقفِ جهانِ ما فرود آمدهاند.
شعر عطار، "ای نسیم سحر از من به دلارام بگوی / که کسی جز تو ندانم که بود محرم دوست"، در میان دو ردیف بالرینها خوشنویسی شده است. این خوشنویسی، نه تنها یک متن، بلکه یک پل است که رقص بالرینها را به مفهوم شعر پیوند میزند. کلمات با خطی زیبا و رها، در میان تصویر قرار گرفتهاند و گویی خود، در حال رقصیدن هستند.
این عبارت، هستهی اصلی و قلب تپندهی این تابلو است. "نسیم سحر"، در ادبیات عرفانی، نمادی از روح الهی یا پیامآورِ حقیقت است. "دلارام"، نمادی از معشوقِ الهی است. این تابلو، با برجسته کردن این عبارت، این پیام را منتقل میکند که تنها راهِ رساندنِ پیامِ دلِ عاشق به معشوق، از طریق "نسیم سحر" یا همان واسطهی معنوی است.
بیت دوم، اوجِ معرفت و عرفان در این تابلو را به نمایش میگذارد. "محرمِ دوست"، به معنای کسی است که به اسرار معشوق آگاه است و میتواند به او نزدیک شود. این تابلو، با به تصویر کشیدن این مفهوم، به ما یادآوری میکند که برای رسیدن به حقیقت، باید از "خود"ِ بیرونی فراتر رفته و به "محرمِ دوست" تبدیل شویم.
رقص بالرینها، در این تابلو، یک عمل هنری نیست، بلکه یک عملِ عرفانی است. رقص، نمادی از رهایی از قید و بندهای مادی و پیوستن به عالم بالاست. بالرینها، با حرکات ظریف و موزون خود، گویی در حال نمایشِ سیر و سلوکِ عرفانی هستند. این تابلو، به ما میآموزد که برای رسیدن به حقیقت، باید از قید و بندهای زمینی رها شویم و مانند فرشتگان، به رقص درآییم.
این تابلو، یک اثر تلفیقی است که به زیبایی سنت و مدرنیته را در هم آمیخته است. از یک سو، از نقوش سنتی و خوشنویسی کهن ایرانی استفاده کرده و از سوی دیگر، با رویکرد مفهومی و مدرن (تلفیق رقص باله با عرفان)، به زبانی امروزی با مخاطب خود سخن میگوید. این تلفیق، نشاندهندهی این حقیقت است که مفاهیم والایی چون عشق و عرفان، ازلی و ابدی هستند و میتوانند در هر زمان و مکانی، به زبان هنر بیان شوند.
این تابلو، یک اثر هنری نیست که تنها برای تماشا باشد. این اثر، یک مدیتیشن بصری است. این تابلو، عشق، رهایی و معرفت را در هم میآمیزد و یک دنیای رویاگونه و رازآلود را خلق میکند. این تابلو، به ما یادآوری میکند که برای رسیدن به حقیقت، باید از قید و بندهای مادی رها شویم و به رقص درآییم. این تابلو، یک سرمایهگذاری هنری است که هر روز، با نگاه به آن، میتوان به یادآوری این نکتهی بنیادین پرداخت که حقیقت، در درون ماست.
تابلوی "رقص بالرینها بر سقف امارت قدیمی ایرانی"، یک اثر جامع و عمیق است که با تلفیق بینظیر خوشنویسی، نقاشی و مفاهیم عرفانی، یک تجربهی بصری و معنوی بیهمتا را ارائه میدهد. این اثر، نه تنها یک تصویر زیبا، بلکه یک کتابِ گشوده است که هر بار با نگاه به آن، میتوان فصلی تازه از عشق، معرفت و رهایی را ورق زد. این تابلو، بیانگر این حقیقت است که هنر، گاهی قادر است از کلمات فراتر رود و نادیدهها را به تصویر بکشد. این اثر، به هر خانهای که وارد میشود، نه تنها زیبایی، بلکه عمق، تفکر و آرامش را به ارمغان میآورد؛ آرامشی که ریشه در کلام جاودانهی عطار دارد.
- با تکنیک طراحی دیجیتال و چاپ بسیار نفیس - طراح: احمد قلی زاده
- مجموعه تابلوهای گالری چارگوش با بیش از یک دهه خلق آثار هنری تلاشی است برای ارتقای زبان بیان هنر ایران زمین.
- این آثار دارای فضا سازیهای عمیق و مجموعه بسیار گستردهای از طرحهای زیبای مفهومی و اورینتال فارسی با الهام از سرودههای اساطیر ادبی ایران زمین، تلفیقی از عشق و فضای لامتنهیست از نور بسوی زیبایی ... این آثار با تکنیک دیجیتال طراحی و با چاپ بسیار نفیس پنجرهای متفاوت از انتخاب طرح و هنر پارسی را به مردم هنردوست ایران زمین تقدیم نمودهاند.