

تابلو چهره ای در فراسوی خیال با شعر سعدی به گلستان نروم تا تو در آغوش منی اثر گالری چارگوش مدل 2928
امکان قسطبندی برحسب اعتبار تربپی
۴ قسط ماهانه. بدون سود، چک و ضامن.
جنس
بوم
نحوه استفاده
آویز
کشور مبدا برند
ایران
تعدادتکه
یک تکه
تابلو چهره ای در فراسوی خیال با شعر سعدی به گلستان نروم تا تو در آغوش منی اثر گالری چارگوش مدل 2928
منشورِ استغنا؛ واکاوی هستیشناختی تابلوی «فراسوی خیال»
مقدمه: تلاقیِ ابدیت و آن
در تاریخ هنر ایران، پیوند میان «کلمه» و «تصویر» همواره وجود داشته است؛ اما در تابلوی مدل ۲۹۲۸ گالری چارگوش، ما با یک اتفاق رادیکال روبرو هستیم. این اثر، بازخوانیِ مدرنِ یکی از عرفانیترین و در عین حال عاشقانهترین ابیات شیخ اجل سعدی است. احمد قلیزاده در این اثر، از مرزهای سنتی نقاشیخط عبور کرده و به ساحتِ «سوررئالیسمِ اصیل ایرانی» قدم گذاشته است. اینجا کلمات دیگر فقط نوشته نیستند؛ آنها جزیی از آناتومی بانو و کالبدِ بنا هستند.
فصل اول: کهنالگوی بنا و ویرانه (تحلیلِ پسزمینه)
پسزمینهی اثر، بیننده را به درون یک فضای معماری باستانی پرتاب میکند. طاقهای نیمدایرهای و دیوارهایی که ترکهای آن حکایت از قرنها انتظار دارند.
-
فلسفهی ترکها: این تَرکها نماد «زخمهای زمان» بر پیکرهی ماده هستند. معماری در اینجا استعارهای از جهانِ مادی (ناسور) است. دیوارهایی که زمانی استوار بودهاند، اکنون در حال فروپاشیاند، اما درست در دل این فروپاشی، حقیقتی فرامادی (چهره بانو و شعر) ظهور میکند.
-
هندسهی طاق: طاق در معماری ایرانی نماد آسمان و عروج است. قرارگیری چهره بانو در زیر این طاق، او را از یک کالبدِ فیزیکی به یک «قدیسهی زمینی» ارتقا میدهد. این تقابل میان خشونتِ بتن و لطافتِ چهره، کششی بصری ایجاد میکند که مخاطب را برای دقایق طولانی میخکوب میسازد.
فصل دوم: پدیدارشناسی چهره؛ نگاهی به بیسویی
چهرهی بانو در این اثر، نه یک پرترهی شخصی، بلکه یک «چهرهی مثالی» است.
-
جهت نگاه: بانو به بالا مینگرد. در زبانِ بصری، نگاه به بالا یعنی بریدن از خاک و پیوستن به افلاک. این نگاه، ترجمهی تصویریِ «باز تخیل نکردنِ هیچ چیز و هیچ کس» در بیت دوم سعدی است. وقتی عاشق به «دوست» میرسد، نگاهش از افقهای افقی (مادی) به ساحتِ عمودی (معنوی) تغییر جهت میدهد.
-
نورپردازی محو: چهره در هالهای از ابهام و غبارِ تاریخی (Overlays) قرار دارد. این تکنیکِ احمد قلیزاده در طراحی دیجیتال، به ما میگوید که این زن، متعلق به یک زمانِ خاص نیست؛ او «شاهدِ قدسی» تمام دورانهاست.
فصل سوم: آناتومی رز سرخ؛ حنجرهای که گل میدهد
جسورانهترین بخش تابلو، روییدن یک گل رز سرخِ آتشین از ناحیه گلو و پوشاندن دهان و بخشی از صورت بانو است.
-
سکوتِ پرگوی: رز در اینجا نمادِ «خاموشی» است. وقتی عشق به غایت میرسد، زبان از گفتار باز میماند (هر که را اسرار حق آموختند / مهر کردند و دهانش دوختند). رز، فریادِ زیباییِ بانو است که جایگزینِ کلماتِ عادی شده است.
-
ارتباط با بیت سعدی: سعدی میگوید «به گلستان نروم...». طراح با قرار دادن گلستان (رز) در آغوش و کالبد بانو، نشان میدهد که گلستانِ واقعی، خودِ معشوق است. رشدِ عمودی گل به سمتِ صورت، نمادِ استیلایِ حسِ بویایی و زیبایی بر منطقِ کلامی است.
فصل چهار: کیمیای خط و ورق طلا (بررسی تکنیکال)
خوشنویسی در این اثر با استفاده از تکنیک ورق طلای دیجیتال اجرا شده که در چاپ نفیس، درخششی فوقالعاده پیدا میکند.
-
رقص حروف: حروف نه بر روی تصویر، بلکه «درون» تصویر نشستهاند. انحنای «س» در سعدی و «گ» در گلستان، با فرم گلبرگها همراستا شده است. این یعنی وحدتِ کلمه و فرم.
-
نمادگرایی طلا: طلا تنها عنصری است که اکسید نمیشود و تغییر نمیکند. استفاده از طلا برای شعر سعدی یعنی این کلام، «حقیقتِ مطلق» و تغییرناپذیرِ هستی است. در میان دیوارهای ترکخورده و فانی، تنها چیزی که میدرخشد و ثابت میماند، «عشقِ طلایی» است.
فصل پنجم: رزومه ۱۰ ساله و رسالت گالری چارگوش
این اثر، قلهی تجربیات گالری چارگوش در دههی اخیر است.
-
ارتقای زبان هنر: چارگوش در این سالها تلاش کرده تا از نقاشیخطهای تکراری بازار فاصله بگیرد. مدل ۲۹۲۸ نشاندهندهی عبور از «خطنقاشی» به سمت «هنرِ مفهومیِ اورینتال» است.
-
تکنیک لایهبندی: استفاده از بافتهای ساختمانی، چهرهپردازی سوررئال و تایپوگرافیِ غنی، همگی در یک نرمافزار پایتونی-گرافیکی پردازش شدهاند تا خروجی نهایی، حسِ لمسِ یک اثرِ دستی را به مخاطب بدهد.
فصل ششم: تحلیلِ بیت به بیت در بستر تصویر
-
«به گلستان نروم تا تو در آغوش منی»: تصویر بانو که گل را در خود دارد، عینیتِ این بیت است. او نیازی به خروج از کادر (گلستان بیرون) ندارد.
-
«بلبل ار روی تو بیند طلب گل نکند»: نورانیت چهره بانو چنان است که هر ناظری (بلبل) را از جستجوی گلهای فانی منصرف میکند.
-
«هر که با دوست چو سعدی نفسی خوش دریافت»: تَرکهای دیوار نمادِ آن «نفسهای سختی» است که حالا به برکتِ حضورِ دوست، به «نفسِ خوش» تبدیل شدهاند.
-
«چیز و کس در نظرش باز تخیل نکند»: نگاهِ رو به بالای بانو، تیرِ خلاص به تخیلات مادی است. او فقط «او» را میبیند.
نتیجهگیری: از نور بسوی زیبایی
تابلوی «چهرهای در فراسوی خیال»، تجسمِ سفرِ روح است. گالری چارگوش با تقدیم این اثر، در واقع یک «مدیتیشنِ بصری» را به خانهی خریدار میبرد. این اثر پنجرهای است که رو به هیچ خیابانی باز نمیشود؛ بلکه رو به درونیترین لایههای روحِ انسان باز میشود.
با تکنیک طراحی دیجیتال و چاپ بسیار نفیس - طراح: احمد قلی زاده - مجموعه تابلوهای گالری چارگوش با بیش از یک دهه خلق آثار هنری تلاشی است برای ارتقای زبان بیان هنر ایران زمین. - این آثار دارای فضا سازی های عمیق و مجموعه بسیار گسترده ای از طرح های زیبای مفهومی و اورینتال فارسی با الهام از سروده های اساطیر ادبی ایران زمین، تلفیقی از عشق و فضای لامتنهیست از نور بسوی زیبایی ... - این آثار با تکنیک دیجیتال طراحی و با چاپ بسیار نفیس پنجره ای متفاوت از انتخاب طرح و هنر پارسی را به مردم هنردوست ایران زمین تقدیم نموده اند
تابلو چهره ای در فراسوی خیال با شعر سعدی به گلستان نروم تا تو در آغوش منی اثر گالری چارگوش مدل 2928
منشورِ استغنا؛ واکاوی هستیشناختی تابلوی «فراسوی خیال»
مقدمه: تلاقیِ ابدیت و آن
در تاریخ هنر ایران، پیوند میان «کلمه» و «تصویر» همواره وجود داشته است؛ اما در تابلوی مدل ۲۹۲۸ گالری چارگوش، ما با یک اتفاق رادیکال روبرو هستیم. این اثر، بازخوانیِ مدرنِ یکی از عرفانیترین و در عین حال عاشقانهترین ابیات شیخ اجل سعدی است. احمد قلیزاده در این اثر، از مرزهای سنتی نقاشیخط عبور کرده و به ساحتِ «سوررئالیسمِ اصیل ایرانی» قدم گذاشته است. اینجا کلمات دیگر فقط نوشته نیستند؛ آنها جزیی از آناتومی بانو و کالبدِ بنا هستند.
فصل اول: کهنالگوی بنا و ویرانه (تحلیلِ پسزمینه)
پسزمینهی اثر، بیننده را به درون یک فضای معماری باستانی پرتاب میکند. طاقهای نیمدایرهای و دیوارهایی که ترکهای آن حکایت از قرنها انتظار دارند.
-
فلسفهی ترکها: این تَرکها نماد «زخمهای زمان» بر پیکرهی ماده هستند. معماری در اینجا استعارهای از جهانِ مادی (ناسور) است. دیوارهایی که زمانی استوار بودهاند، اکنون در حال فروپاشیاند، اما درست در دل این فروپاشی، حقیقتی فرامادی (چهره بانو و شعر) ظهور میکند.
-
هندسهی طاق: طاق در معماری ایرانی نماد آسمان و عروج است. قرارگیری چهره بانو در زیر این طاق، او را از یک کالبدِ فیزیکی به یک «قدیسهی زمینی» ارتقا میدهد. این تقابل میان خشونتِ بتن و لطافتِ چهره، کششی بصری ایجاد میکند که مخاطب را برای دقایق طولانی میخکوب میسازد.
فصل دوم: پدیدارشناسی چهره؛ نگاهی به بیسویی
چهرهی بانو در این اثر، نه یک پرترهی شخصی، بلکه یک «چهرهی مثالی» است.
-
جهت نگاه: بانو به بالا مینگرد. در زبانِ بصری، نگاه به بالا یعنی بریدن از خاک و پیوستن به افلاک. این نگاه، ترجمهی تصویریِ «باز تخیل نکردنِ هیچ چیز و هیچ کس» در بیت دوم سعدی است. وقتی عاشق به «دوست» میرسد، نگاهش از افقهای افقی (مادی) به ساحتِ عمودی (معنوی) تغییر جهت میدهد.
-
نورپردازی محو: چهره در هالهای از ابهام و غبارِ تاریخی (Overlays) قرار دارد. این تکنیکِ احمد قلیزاده در طراحی دیجیتال، به ما میگوید که این زن، متعلق به یک زمانِ خاص نیست؛ او «شاهدِ قدسی» تمام دورانهاست.
فصل سوم: آناتومی رز سرخ؛ حنجرهای که گل میدهد
جسورانهترین بخش تابلو، روییدن یک گل رز سرخِ آتشین از ناحیه گلو و پوشاندن دهان و بخشی از صورت بانو است.
-
سکوتِ پرگوی: رز در اینجا نمادِ «خاموشی» است. وقتی عشق به غایت میرسد، زبان از گفتار باز میماند (هر که را اسرار حق آموختند / مهر کردند و دهانش دوختند). رز، فریادِ زیباییِ بانو است که جایگزینِ کلماتِ عادی شده است.
-
ارتباط با بیت سعدی: سعدی میگوید «به گلستان نروم...». طراح با قرار دادن گلستان (رز) در آغوش و کالبد بانو، نشان میدهد که گلستانِ واقعی، خودِ معشوق است. رشدِ عمودی گل به سمتِ صورت، نمادِ استیلایِ حسِ بویایی و زیبایی بر منطقِ کلامی است.
فصل چهار: کیمیای خط و ورق طلا (بررسی تکنیکال)
خوشنویسی در این اثر با استفاده از تکنیک ورق طلای دیجیتال اجرا شده که در چاپ نفیس، درخششی فوقالعاده پیدا میکند.
-
رقص حروف: حروف نه بر روی تصویر، بلکه «درون» تصویر نشستهاند. انحنای «س» در سعدی و «گ» در گلستان، با فرم گلبرگها همراستا شده است. این یعنی وحدتِ کلمه و فرم.
-
نمادگرایی طلا: طلا تنها عنصری است که اکسید نمیشود و تغییر نمیکند. استفاده از طلا برای شعر سعدی یعنی این کلام، «حقیقتِ مطلق» و تغییرناپذیرِ هستی است. در میان دیوارهای ترکخورده و فانی، تنها چیزی که میدرخشد و ثابت میماند، «عشقِ طلایی» است.
فصل پنجم: رزومه ۱۰ ساله و رسالت گالری چارگوش
این اثر، قلهی تجربیات گالری چارگوش در دههی اخیر است.
-
ارتقای زبان هنر: چارگوش در این سالها تلاش کرده تا از نقاشیخطهای تکراری بازار فاصله بگیرد. مدل ۲۹۲۸ نشاندهندهی عبور از «خطنقاشی» به سمت «هنرِ مفهومیِ اورینتال» است.
-
تکنیک لایهبندی: استفاده از بافتهای ساختمانی، چهرهپردازی سوررئال و تایپوگرافیِ غنی، همگی در یک نرمافزار پایتونی-گرافیکی پردازش شدهاند تا خروجی نهایی، حسِ لمسِ یک اثرِ دستی را به مخاطب بدهد.
فصل ششم: تحلیلِ بیت به بیت در بستر تصویر
-
«به گلستان نروم تا تو در آغوش منی»: تصویر بانو که گل را در خود دارد، عینیتِ این بیت است. او نیازی به خروج از کادر (گلستان بیرون) ندارد.
-
«بلبل ار روی تو بیند طلب گل نکند»: نورانیت چهره بانو چنان است که هر ناظری (بلبل) را از جستجوی گلهای فانی منصرف میکند.
-
«هر که با دوست چو سعدی نفسی خوش دریافت»: تَرکهای دیوار نمادِ آن «نفسهای سختی» است که حالا به برکتِ حضورِ دوست، به «نفسِ خوش» تبدیل شدهاند.
-
«چیز و کس در نظرش باز تخیل نکند»: نگاهِ رو به بالای بانو، تیرِ خلاص به تخیلات مادی است. او فقط «او» را میبیند.
نتیجهگیری: از نور بسوی زیبایی
تابلوی «چهرهای در فراسوی خیال»، تجسمِ سفرِ روح است. گالری چارگوش با تقدیم این اثر، در واقع یک «مدیتیشنِ بصری» را به خانهی خریدار میبرد. این اثر پنجرهای است که رو به هیچ خیابانی باز نمیشود؛ بلکه رو به درونیترین لایههای روحِ انسان باز میشود.
با تکنیک طراحی دیجیتال و چاپ بسیار نفیس - طراح: احمد قلی زاده - مجموعه تابلوهای گالری چارگوش با بیش از یک دهه خلق آثار هنری تلاشی است برای ارتقای زبان بیان هنر ایران زمین. - این آثار دارای فضا سازی های عمیق و مجموعه بسیار گسترده ای از طرح های زیبای مفهومی و اورینتال فارسی با الهام از سروده های اساطیر ادبی ایران زمین، تلفیقی از عشق و فضای لامتنهیست از نور بسوی زیبایی ... - این آثار با تکنیک دیجیتال طراحی و با چاپ بسیار نفیس پنجره ای متفاوت از انتخاب طرح و هنر پارسی را به مردم هنردوست ایران زمین تقدیم نموده اند