

تابلو بوم نگاره ای در زیر چهره ای شکفته از میان تاریکی ها در زمینه ای مینیاتوری از گالری چارگوش مدل 2524
هر قسط با تربپی:
۴ قسط ماهانه. بدون سود، چک و ضامن.
جنس
بوم
نحوه استفاده
آویز
کشور مبدا برند
ایران
تعدادتکه
یک تکه
تابلو بوم نگاره ای در زیر چهره ای شکفته از میان تاریکی ها در زمینه ای مینیاتوری و استفاده از چهره ای تاریک «تراوشِ جامِ جم؛ شکافی به سوی ابدیت»
۱. دیباچه: پارادوکسِ هستی در هندسهی دیجیتال؛ وقتی تاریکی، نور را میزاید
در کاتالوگهای هنری، برخی آثار صرفاً تصاویری برای زینتبخشی به فضا هستند؛ اما تابلوی «تراوشِ جامِ جم» از مجموعهی بینظیر نئونگارگری استاد احمد قلیزاده، فراتر از هر تعریف متعارفی از «تابلو» قرار میگیرد. این اثر، یک «مانیفست بصری» است که در ستایش اندیشهی عمیق و پارادوکسیکال حکیم عمر خیام نیشابوری، در بستر تکنیکهای پیشرفتهی دیجیتال آرت، متولد شده است. در اینجا، هنر دیجیتال صرفاً ابزاری برای بازتولید تصویر نیست؛ بلکه خود یک «کیمیاگری مدرن» است که موفق شده است کلمات تکاندهندهی خیام را از حصارِ قرونِ گذشته رهانیده و در اتمسفر نوین قرن بیست و یکم، به «واقعهای پدیدارشناسانه» بدل سازد. این تابلو، پنجرهای است به سوی شکوهِ هنر پارسی که در آن «زمان» متوقف میشود تا «معنای درون» با تمام وجود سخن بگوید.
الف) هنر به مثابه سکوت؛ درنگی بر هیاهوی هستی
«دیباچه» این اثر، دعوتنامهای است به سکوت؛ به گوش فرادادن به صدایِ «هیچ» که در فلسفهی خیام، پرمغزتر از «همه چیز» است. استاد قلیزاده با بیش از یک دهه خلق آثار هنری در گالری چارگوش، همواره به دنبال ارتقای زبان بیان هنر ایران زمین بوده است. این تابلو، اوج این تلاش است؛ جایی که او نه تنها کلمات را به تصویر کشیده، بلکه فلسفهی نهفته در پس کلمات را نیز به تجسم درآورده است. این یک مکالمهی بصری میان «متن» و «متنواره» است؛ میان آنچه میبینیم و آنچه حس میکنیم.
ب) نئونگارگری؛ تلفیقِ ازلی در بیانی مدرن
اصطلاح «نئونگارگری» که توسط استاد قلیزاده ابداع شده، در این اثر به اوج مفهوم خود میرسد. اگر نگارگری سنتی در پی بازنمایی عالم مثال و بهشت برین در فضایی دوبعدی بود، نئونگارگری در اینجا، با استفاده از لایهبندیهای عمیق دیجیتال، «بُعد سوم» را به روان آدمی افزوده است. این نه تنها نمایش یک چهره، بلکه باز کردنِ قفلِ یک «فضا»ی عمیقِ روانی و معنوی است. چهرهای که از تاریکی بیرون آمده و از میان یک قاب، در معرض دید قرار گرفته، خود یک استعارهی قدرتمند است: تاریکیها و ناگفتههای درونیِ هر انسانی که این قاب (یا همان زیپ) آن را هدف قرار داده است.
ج) پارادوکسِ آشکار و پنهان؛ فلسفهی هستیِ خیام
شعر کلیدی این تابلو، «من جامِ جمم ولي چو بشكستم، هيچ»، جوهرهی اندیشهی خیام را فریاد میزند. جام جم در ادبیات فارسی، نمادِ آینهی جهاننما و کمالِ معرفت است. اما خیام با یک «اگر» ویرانگر، به ما یادآوری میکند که حتی کمالِ مطلق نیز، در نهایت به «هیچ» میرسد. این «هیچ»، پوچی نیست؛ بلکه به معنای رهایی از تعلقات و قید و بندهای مادی و رسیدن به خودِ جوهریِ هستی است.
استاد قلیزاده این پارادوکس را به طرز حیرتانگیزی تجسم بخشیده است:
-
چهرهی تاریک و شکافته: کالبدِ بیرونی، کالبدِ فانی، کالبدِ «جام» است. تاریکیِ آن، نمادی از پنهانکاری، نقابها و نادیدههای درونی است. زیپِ گشوده شده، در واقع لحظهی «شکستنِ جام» است؛ لحظهی عبور از پوسته و رسیدن به هستهی معنا.
-
تراوشِ زیبایی از شکست: وقتی جام میشکند، انتظار فروپاشی و زوال میرود. اما در جهانِ قلیزاده، از دل این شکست، «زیباییهای درون» تراوش میکند. کاشیکاریهای آنتیک ایرانی که تصاویری مینیاتوری و داستانی از عشق و محبت انسانی را با بیننده تقسیم میکنند، همان «هیچ» پرمغز خیام است؛ جوهرِ بینهایتی که پس از فروپاشیِ وهمِ هستیِ مادی، آشکار میشود.
د) از نور به سوی زیبایی؛ سفرِ درونیِ مخاطب
«از نور به سوی زیبایی» شعار محوری مجموعه تابلوهای گالری چارگوش است که در این اثر، بیش از پیش به وضوح دیده میشود. مسیر از تاریکی (چهرهی بیرونی) آغاز شده و با گشوده شدن زیپ، به سوی نور و رنگ (کاشیکاریهای درونی) حرکت میکند. این یک سفرِ درونی برای بیننده است؛ سفری که در آن، تاریکیهای درونی و ناشناختهی انسان، به واسطهی هنر، تبدیل به چشمهای از زیبایی و نور میشوند. این تراوشِ زیبایی، همان «تلالو تغییر و تراوش و زیباییهای درون» است که در شرح اثر به آن اشاره شده است.
ه) تکنیکِ دیجیتال و چاپِ نفیس؛ رساندنِ رؤیا به واقعیت
آنچه این دیباچه را به یک تجربهی ملموس برای هنردوستان ایرانی بدل میسازد، کیفیت بینظیر اجرای اثر است. طراحی دیجیتال به استاد قلیزاده این امکان را داده تا جزئیاتی را خلق کند که در تکنیکهای دستی سنتی ناممکن بود؛ مانند درهمتنیدگیِ ظریفِ خطوط نستعلیق با بافتهای کاشی، یا نمایشِ دقیقِ شکستگیها و پیوستگیهای زیپ. اما کمالِ اثر در چاپ بسیار نفیس آن بر روی بومهای مرغوب است که به بیننده این فرصت را میدهد تا عمقِ رنگها، بافتِ کاشیها و حتی تلالوِ سایهروشنهای چهرهی درونی را با چشم لمس کند. این چاپ فاینآرت، پنجرهای متفاوت از انتخاب طرح و هنر پارسی را به مردم هنردوست ایران زمین تقدیم نموده؛ پنجرهای که از دلِ تاریکیِ هستیِ فانی، به سوی ابدیتِ معنا و عشق گشوده میشود.
تابلو بوم نگاره ای در زیر چهره ای شکفته از میان تاریکی ها در زمینه ای میناتوری و استفاده از چهره ای تاریک که تاریکی های درونی انسان را دهدف قرار داده و از میان چهره که به صورت زیپ باز شده و از درون به بیرون نمایی از کاشکاری های انتیک ایرانی که تصاویری مینیاتوری و داستانی از عشق و محبت انسانی را با بیننده تقسیم و سعی در بیان شعر خیام بزرگ دارد شعر تابلو : من جامِ جمم ولي چو بشكستم، هيچ در زیمنه تاریک مینیاتوری نوششته شده گویی این صدا تلالو تغییر و تراوش و زیبایی های درون را دارد برای این تابلو یک تفسیر هنری ادبی ومفهومی در 5000 کلمه بنوی . شاعر : خیام بزرگ - با تکنیک طراحی دیجیتال و چاپ بسیار نفیس - طراح: احمد قلی زاده - مجموعه تابلوهای گالری چارگوش با بیش از یک دهه خلق آثار هنری تلاشی است برای ارتقای زبان بیان هنر ایران زمین. - این آثار دارای فضا سازی های عمیق و مجموعه بسیار گسترده ای از طرح های زیبای مفهومی و اورینتال فارسی با الهام از سروده های اساطیر ادبی ایران زمین، تلفیقی از عشق و فضای لامتنهیست از نور بسوی زیبایی ... - این آثار با تکنیک دیجیتال طراحی و با چاپ بسیار نفیس پنجره ای متفاوت از انتخاب طرح و هنر پارسی را به مردم هنردوست ایران زمین تقدیم نموده اند.
تابلو بوم نگاره ای در زیر چهره ای شکفته از میان تاریکی ها در زمینه ای مینیاتوری و استفاده از چهره ای تاریک «تراوشِ جامِ جم؛ شکافی به سوی ابدیت»
۱. دیباچه: پارادوکسِ هستی در هندسهی دیجیتال؛ وقتی تاریکی، نور را میزاید
در کاتالوگهای هنری، برخی آثار صرفاً تصاویری برای زینتبخشی به فضا هستند؛ اما تابلوی «تراوشِ جامِ جم» از مجموعهی بینظیر نئونگارگری استاد احمد قلیزاده، فراتر از هر تعریف متعارفی از «تابلو» قرار میگیرد. این اثر، یک «مانیفست بصری» است که در ستایش اندیشهی عمیق و پارادوکسیکال حکیم عمر خیام نیشابوری، در بستر تکنیکهای پیشرفتهی دیجیتال آرت، متولد شده است. در اینجا، هنر دیجیتال صرفاً ابزاری برای بازتولید تصویر نیست؛ بلکه خود یک «کیمیاگری مدرن» است که موفق شده است کلمات تکاندهندهی خیام را از حصارِ قرونِ گذشته رهانیده و در اتمسفر نوین قرن بیست و یکم، به «واقعهای پدیدارشناسانه» بدل سازد. این تابلو، پنجرهای است به سوی شکوهِ هنر پارسی که در آن «زمان» متوقف میشود تا «معنای درون» با تمام وجود سخن بگوید.
الف) هنر به مثابه سکوت؛ درنگی بر هیاهوی هستی
«دیباچه» این اثر، دعوتنامهای است به سکوت؛ به گوش فرادادن به صدایِ «هیچ» که در فلسفهی خیام، پرمغزتر از «همه چیز» است. استاد قلیزاده با بیش از یک دهه خلق آثار هنری در گالری چارگوش، همواره به دنبال ارتقای زبان بیان هنر ایران زمین بوده است. این تابلو، اوج این تلاش است؛ جایی که او نه تنها کلمات را به تصویر کشیده، بلکه فلسفهی نهفته در پس کلمات را نیز به تجسم درآورده است. این یک مکالمهی بصری میان «متن» و «متنواره» است؛ میان آنچه میبینیم و آنچه حس میکنیم.
ب) نئونگارگری؛ تلفیقِ ازلی در بیانی مدرن
اصطلاح «نئونگارگری» که توسط استاد قلیزاده ابداع شده، در این اثر به اوج مفهوم خود میرسد. اگر نگارگری سنتی در پی بازنمایی عالم مثال و بهشت برین در فضایی دوبعدی بود، نئونگارگری در اینجا، با استفاده از لایهبندیهای عمیق دیجیتال، «بُعد سوم» را به روان آدمی افزوده است. این نه تنها نمایش یک چهره، بلکه باز کردنِ قفلِ یک «فضا»ی عمیقِ روانی و معنوی است. چهرهای که از تاریکی بیرون آمده و از میان یک قاب، در معرض دید قرار گرفته، خود یک استعارهی قدرتمند است: تاریکیها و ناگفتههای درونیِ هر انسانی که این قاب (یا همان زیپ) آن را هدف قرار داده است.
ج) پارادوکسِ آشکار و پنهان؛ فلسفهی هستیِ خیام
شعر کلیدی این تابلو، «من جامِ جمم ولي چو بشكستم، هيچ»، جوهرهی اندیشهی خیام را فریاد میزند. جام جم در ادبیات فارسی، نمادِ آینهی جهاننما و کمالِ معرفت است. اما خیام با یک «اگر» ویرانگر، به ما یادآوری میکند که حتی کمالِ مطلق نیز، در نهایت به «هیچ» میرسد. این «هیچ»، پوچی نیست؛ بلکه به معنای رهایی از تعلقات و قید و بندهای مادی و رسیدن به خودِ جوهریِ هستی است.
استاد قلیزاده این پارادوکس را به طرز حیرتانگیزی تجسم بخشیده است:
-
چهرهی تاریک و شکافته: کالبدِ بیرونی، کالبدِ فانی، کالبدِ «جام» است. تاریکیِ آن، نمادی از پنهانکاری، نقابها و نادیدههای درونی است. زیپِ گشوده شده، در واقع لحظهی «شکستنِ جام» است؛ لحظهی عبور از پوسته و رسیدن به هستهی معنا.
-
تراوشِ زیبایی از شکست: وقتی جام میشکند، انتظار فروپاشی و زوال میرود. اما در جهانِ قلیزاده، از دل این شکست، «زیباییهای درون» تراوش میکند. کاشیکاریهای آنتیک ایرانی که تصاویری مینیاتوری و داستانی از عشق و محبت انسانی را با بیننده تقسیم میکنند، همان «هیچ» پرمغز خیام است؛ جوهرِ بینهایتی که پس از فروپاشیِ وهمِ هستیِ مادی، آشکار میشود.
د) از نور به سوی زیبایی؛ سفرِ درونیِ مخاطب
«از نور به سوی زیبایی» شعار محوری مجموعه تابلوهای گالری چارگوش است که در این اثر، بیش از پیش به وضوح دیده میشود. مسیر از تاریکی (چهرهی بیرونی) آغاز شده و با گشوده شدن زیپ، به سوی نور و رنگ (کاشیکاریهای درونی) حرکت میکند. این یک سفرِ درونی برای بیننده است؛ سفری که در آن، تاریکیهای درونی و ناشناختهی انسان، به واسطهی هنر، تبدیل به چشمهای از زیبایی و نور میشوند. این تراوشِ زیبایی، همان «تلالو تغییر و تراوش و زیباییهای درون» است که در شرح اثر به آن اشاره شده است.
ه) تکنیکِ دیجیتال و چاپِ نفیس؛ رساندنِ رؤیا به واقعیت
آنچه این دیباچه را به یک تجربهی ملموس برای هنردوستان ایرانی بدل میسازد، کیفیت بینظیر اجرای اثر است. طراحی دیجیتال به استاد قلیزاده این امکان را داده تا جزئیاتی را خلق کند که در تکنیکهای دستی سنتی ناممکن بود؛ مانند درهمتنیدگیِ ظریفِ خطوط نستعلیق با بافتهای کاشی، یا نمایشِ دقیقِ شکستگیها و پیوستگیهای زیپ. اما کمالِ اثر در چاپ بسیار نفیس آن بر روی بومهای مرغوب است که به بیننده این فرصت را میدهد تا عمقِ رنگها، بافتِ کاشیها و حتی تلالوِ سایهروشنهای چهرهی درونی را با چشم لمس کند. این چاپ فاینآرت، پنجرهای متفاوت از انتخاب طرح و هنر پارسی را به مردم هنردوست ایران زمین تقدیم نموده؛ پنجرهای که از دلِ تاریکیِ هستیِ فانی، به سوی ابدیتِ معنا و عشق گشوده میشود.
تابلو بوم نگاره ای در زیر چهره ای شکفته از میان تاریکی ها در زمینه ای میناتوری و استفاده از چهره ای تاریک که تاریکی های درونی انسان را دهدف قرار داده و از میان چهره که به صورت زیپ باز شده و از درون به بیرون نمایی از کاشکاری های انتیک ایرانی که تصاویری مینیاتوری و داستانی از عشق و محبت انسانی را با بیننده تقسیم و سعی در بیان شعر خیام بزرگ دارد شعر تابلو : من جامِ جمم ولي چو بشكستم، هيچ در زیمنه تاریک مینیاتوری نوششته شده گویی این صدا تلالو تغییر و تراوش و زیبایی های درون را دارد برای این تابلو یک تفسیر هنری ادبی ومفهومی در 5000 کلمه بنوی . شاعر : خیام بزرگ - با تکنیک طراحی دیجیتال و چاپ بسیار نفیس - طراح: احمد قلی زاده - مجموعه تابلوهای گالری چارگوش با بیش از یک دهه خلق آثار هنری تلاشی است برای ارتقای زبان بیان هنر ایران زمین. - این آثار دارای فضا سازی های عمیق و مجموعه بسیار گسترده ای از طرح های زیبای مفهومی و اورینتال فارسی با الهام از سروده های اساطیر ادبی ایران زمین، تلفیقی از عشق و فضای لامتنهیست از نور بسوی زیبایی ... - این آثار با تکنیک دیجیتال طراحی و با چاپ بسیار نفیس پنجره ای متفاوت از انتخاب طرح و هنر پارسی را به مردم هنردوست ایران زمین تقدیم نموده اند.