بخش ۱: از مینیاتور تا نئونگارگری؛ ریشههای نبوغ احمد قلیزاده
استاد احمد قلی زاده در تاریخ 27 ژوئن 1986 چشم به جهان گشود، در فضایی که عشق به هنر و فرهنگ ایرانی در آن موج میزد. از همان دوران کودکی، کنجکاوی و ذوق ذاتی او در مشاهدهی زیباییهای محیط پیرامون، رنگها، خطوط و فرمها، جرقهای درونی برای تجربهی هنری ایجاد کرد. خانوادهای که او در آن پرورش یافت، به فرهنگ، ادب و هنر ایران ارج مینهادند و این زمینه، خاک حاصلخیزی شد برای رشد نگاه خلاق و منحصربهفرد او.
در همان سالهای ابتدایی، احمد قلی زاده به طور طبیعی به دنبال ترکیب عناصر بصری و کلامی بود؛ بازی با رنگها، شکلها و خطوط و تجربههای اولیه با مداد و قلم، او را با زبان بیواسطه هنر آشنا کرد. همین دوره، پایهای شد برای درک عمیقتر ارتباط میان رنگ، فرم و معنا، چیزی که بعدها در تابلوهای مفهومی و تلفیقی او کاملاً نمود یافت.
تولد او در دهه ۱۳۶۰ شمسی، دورهای از تغییرات اجتماعی و فرهنگی ایران بود و این تحولات، نقش غیرقابلانکاری در شکلگیری نگاه هنری او داشت. در محیطی که سنت و مدرنیته در تعامل و گاه کشمکش بودند، احمد قلی زاده توانست پلی بین گذشتهی غنی فرهنگی و آیندهی مدرن هنر ایران بسازد. او از همان ابتدا به دنبال کشف پیوند میان فرهنگ، ادبیات و هنر بصری بود؛ پیوندی که بعدها هویت ویژه آثار او را شکل داد.
از کودکی، او به موسیقی، شعر و ادبیات کلاسیک ایرانی علاقه نشان داد. بیتها و اشعار حافظ، مولانا و فیض کاشانی همواره در ذهنش طنینانداز بودند و این ارتباط عمیق با کلام، بعدها در تابلوهای نقاشیخط و آثار مفهومی او به یک زبان بصری زنده و بیهمتا تبدیل شد. هنر برای احمد قلی زاده تنها زیبایی ظاهری نبود؛ بلکه مسیر مکاشفه، معنا و اتصال روحانی بود که از طریق رنگ، خط و فرم تجلی پیدا میکرد.
در نوجوانی، او تجربههای آموزشی ابتدایی در زمینه طراحی و خوشنویسی را آغاز کرد و با گذشت زمان، علاقهی او به هنر تلفیقی و مفهومی ایرانی شکل گرفت. این دوره، شروع مسیر طولانی و درخشان او در خلق آثار هنری بود که بعدها مرزهای ایران را پشت سر گذاشت و به هنردوستان و مراکز فرهنگی در سراسر جهان رسید.
